خوابگرد قدیم

محمدحسن شهسواری: سید خوابگرد، موجی راه انداخت از تاریخ شخصیِ وبلاگ‌نویسی و من را هم همان ابتدا دعوت بدین امر کرد. این روزها، مثل بسیاری از روزهای گذشته‌ام، چنان شلوغ ام که تمرکز بر چنین امر خطیری آن‌گونه که درخور و جذاب هم باشد، نزدیک به محال است. اما از آن سو، امتثال نکردن امر خوابگرد هم به همان میزان ناممکن. پس مجبورم تقلب کنم و به جای تاریخ وبلاگ‌نویسی، بخش کوچکی از وبگردی‌ام را بیاورم.

من، خودشیفته، چهل و چهار سال دارم
تا دو سه سال پیش، تقریباً هر بار که آنلاین می‌شدم اسم خودم را گوگل می‌کردم. البته نه که حالا کمتر خودشیفته باشم. چون در دو سه سال گذشته اثری منتشر نکرده‌ام و از سوی دیگر، خاله زنکي‌های ادبی هم به فیس‌بوک منتقل شده و از سرچ نامم برای پیدا کردن واکنش‌ها و نظرات خوانندگانم، چیز دندان‌گیری نصیبم نمی‌شود. برای همین، الان گاه تا هفته‌ای یک بار چنین می‌کنم. چیزهای جالبی در این وبگردی‌ها به تورم افتاده که واقعاً نمی‌شود همه‌اش را بازگفت. در این نوشته فقط می‌خواهم به یکی از آن‌ها اشاره کنم، اما نمی‌توانم هم از یکی از جالب‌ترین‌هایشان بگذرم. [ادامــه]

خوشبختانه توپ بازیِ تاریخ‌نویسی وبلاگ‌ها به گردش درآمد و هر روز یادداشت تازه‌ای منتشر ‌شد، اغلب هم بسیار خواندنی و گاه حتا غافلگیرکننده. چی از این شیرین‌تر که وبلاگ‌نویسی قدیمی گشته و رمز عبور وبلاگش را پیدا کرده و بعد از حدود ۹ سال یادداشتی پراحساس نوشته و خودش را از نو یافته و به خودش قول داده در اولین خانه‌انتخابی‌اش که بهترین انتخاب او ست، از نو بنویسد!

برای دسترسی آسان به همه‌ی این یادداشت‌ها، که در حال تبدیل شدن به منبعی روایی از دوران پرشکوه وبلاگ‌نویسی در ایران است، این مجموعه را بی‌هیچ‌ترتیبی گرد هم آورده‌ام. باقی یادداشت‌ها را هم به مرور به آن اضافه خواهم کرد. شما هم اگر وبلاگ‌نویس هستید یا روزی وبلاگ‌نویس بوده‌اید، به این بازیِ جدی و کمی سخت دعوت اید. اگر نوشتید، با ایمیل یا کامنت یا هر راه دیگر، لینک مطلب‌تان را برایم بفرستید، برای ثبت در این مجموعه‌ی ارزشمند. [ادامــه]




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.