خوابگرد قدیم

خانم، لفت نده. به نظرم رودرواسی نکن و لفت بِده. خب لفت می‌دادی، خلاص. فلانی شاکی شد، خیلی سریع لفت داد!

مگر می‌توان هم لفت داد، هم خیلی سریع این کار را کرد؟ این روزها، بله. چون «لفت دادن» این روزها فعل جدیدی ست که از دلِ معاشرت‌های مجازی در انواع گروه‌های واتس‌آپی و تلگرامی و... قد کشیده و بر زبان مردم جاری شده است.

این «لفت دادن» که دقیقاً همان Left انگلیسی ست، به معنای ترک کردنِ یک گروه مجازی ست. خیلی ساده، مردم لِفت را از انگلیسی گرفته‌اند و فعل ترکیبی «لفت دادن» را با آن ساخته‌اند. همانند واژه‌های دیگری که ابزارها و فناوری‌های دیگر با خود وارد زبان می‌کنند. مثل بلاک کردن، اَد کردن، لایک کردن و... خدا این مصدر «کردن» را از ما نگیرد!

البته جای خشنودی باقی ست که «لفت دادن» هنوز در معنای قبلی خود هم زنده است. خودِ «لِفت» در فارسی به معنای شلغم ضبط شده و احتمالاً ریشه‌ی عربی دارد. ولی «لفت دادن» در دو معنا کاربرد داشته و دارد. نخست به معنای به هم زدن و زیر و رو کردن. مثلاً در بخشی از خراسان بزرگ می‌گویند: انگورها را لفتش مده، غُجمه مِرَه. یعنی انگورها را زیر و رو مکن، حبه‌حبه می‌شود.

ولی معنای عام لفت دادن همان طول دادنِ یک کار یا یک سخن، بیش از حد لزوم است. اگر هم «لعاب» کنارش بنشنید، برای وقتی به کار می‌رود که کسی در حال اغراق و یا تملق باشد.
به هر حال ورود پیروزمندانه‌ی «لفت دادن» به زبان فارسی را در معنای ترک کردن، به عموم فارسی‌گویان و به‌خصوص فرهنگستان زبان فارسی تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم. حالا هی لفت بدهید!

نصرالله پورجوادی: نویسندگی هنر است و مثل هر هنر دیگر باید آن را آموخت. مجسمه‌سازان خوب، و نقاشان خوب و پیانیست‌ها و نوازندگان تار و سه‌تار حتماً آموزش دیده‌اند. حتا شاعران هم باید آموزش دیده باشند. داشتن استعداد برای هنرمند شدن لازم است، ولی کافی نیست. استعداد قوه است و قوه را باید به فعل رسانید. به فعل رساندن قوه هم از طریق آموزش صورت می‌گیرد. به همین دلیل است که در دانشگاه‌های معتبر دنیا و حتا دبیرستان‌ها درس نویسندگی می‌دهند ولی متأسفانه در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌های ما هنوز درس نویسندگی داده نمی‌شود و اگر هم داده شود آن را جدی نمی‌گیرند. زمانی که من مشغول تهیه‌ی کتاب‌های درسی برای رشته‌های مختلف دانشگاهی بودم، می‌دیدم که ما کتاب خوب برای آموزش نویسندگی نداریم. استاد هم اگر داریم کم داریم. دانشجویان ما در رشته‌‌های مختلف فارغ‌التحصیل می‌شدند ولی درست یاد نمی‌گرفتند که بنویسند. نمی‌توانستند فکر خودشان را در همان زمینه‌ی تحصیلات و کارشان خوب بیان کنند. [ادامــه]




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.