خوابگرد قدیم

این هم از برکات فضای مقدس برخی ادبیاتی‌ها ست که در لباس مبارزه از راه دور با نظام و به قصدِ قربت، در گوشه‌ای از خبری که به شیوه‌ی کیهان تنظیم شده، محمدحسن شهسواری را از اعضای ستاد انتخاباتی سعید جلیلی اعلام و لابدّ اعدام کنند. آن هم او را که از انگشت‌شمار نویسنده‌هایی بود که حمایت از کاندیداتوری روحانی را رسماً در بیانیه‌ای امضا کرده بودند. نویسنده‌ای که خبرگزاری فارس و برخی دیگر از پایگاه‌های اینترنتی، در اوج قضایای سال ۸۸، نامش را در کنار نام زنده‌یاد سیمین بهبهانی، شهرنوش پارسی‌پور، حسین سناپور، خودِ من و چند نفر دیگر ردیف کردند که «عناصر ادبیِ برانداز در فتنه‌» ایم...

این همه ذکاوت و بی‌باکی و راستی در مبارزه با نظام به کنار، حیرانِ دم و دستگاه عظیم این ور مانده‌ام که همچو موجودِ براندازِ فتنه‌گری چگونه این قدر «نرم» در ستاد انتخاباتی جلیلی مشغول کار می‌شود که نه خودشان می‌فهمند، نه حتا خودِ شهسواری. یحتمل براندازی «نرم» هم که می‌گویند، چیزی ست از همین جنس!

حسن روحانی در دفاع از وزیران پیشنهادی خود در مجلس گفت عده‌ای اردوکشی کردند و عده‌ای هم کهریزک درست کردند. سخنی نسنجیده که خاطر خیلی‌ از رأی دهندگان به او را آزرد. پس از آن موجی در شبکه‌های اجتماعی وب راه افتاد در بازی با واژه‌ی «اردوکشی» برای برابر کردن مفهوم آن با مصداق اصل هفتم ۲۷ قانون اساسی که: «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راهپيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مبانی اسلام‏ نباشد آزاد است.»‏

یکی از این بازی‌ها در گوگل‌پلاس شکل شاعرانه و ادیبانه گرفت. برگزیده‌ی این ابیات و مصرع‌ها را که اغلب امتیاز بیش‌تری هم گرفتند در زیر می‌آورم. اگر اهل شعر و شاعری هستید و از اردوکشان هم بوده‌اید یا نبوده‌اید ولی اردوکشان را دوست می‌دارید، می‌توانید در این لینک همه‌ی این هنرنمایی‌های اردوکشانه‌ی ادبی را بخوانید و لذت ببرید. به حسن روحانی هم سلام مخصوص برسانید و بگویید به قول برخی دوستان، راه امروز شما را همان اردوکشان دیروز هموار کردند آقای رئیس‌جمهور!

ـ اردوكشيم و ملامت كشيم و خوش باشيم

ـ غلام همت اردوکشان یکرنگ ام

ـ اردوكشيدگانيم، اى باد شرطه برخيز
باشد كه باز بينيم، ديدار آشنا را

ـ میر اردوکش ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

ـ اردوکشانِ مستِ دل از دست داده‌ایم
هم‌راز شیخ و هم‌نفس میر اختریم

ـ دانی که عود و چنگ چه تقریر می‌کنند؟
پنهان کشید اردو که تعزیر می‌کنند

ـ رسم اردوکشی و شیوه‌ی شهرآشوبی
جامه‌‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

ـ دل داده‌‌ام به یاری اردوکشی نگاری
مرضیة السجایا محمودة الخصائل

ـ حافظا می خور و اردو کش و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران اردو را!

ـ شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
اردو کشید و فتنه‌گری کرد و رو ببست

ـ میر میخانه چه خوش گفت به اردوکش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند

ـ اردوکشان اردوکشان، امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابه‌‌ای تا خود که داند آشنا

ـ میرا [شاها] سربخت بر در دولت تو ست
یک خیمه فلک ز اردوی شوکت تو ست
(به سعی وحشی بافقی)

ـ به کجا چنین شتابان؟
«کهریزک» از «اردو کشان» پرسید
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

ـ دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با اردوکشان چه کارت گر بت نمی‌پرستی

ـ عبوس زهد به وجه خمار ننشیند
مرید خرقه‌ی اردوکشان خوش‌خویم

ـ ترسم این قوم که بر اردوکشان می‌خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را

ـ یک سر بیا اردو کشی، سرمست گردی از خوشی
بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما

ـ مرا عهدی ست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران اردو را چو جان خویشتن دارم

ـ زنده شود هر که در اردو بمیرد

ـ اردو می کشیم همچین و همچون، گل گندم
حصرش واسه میر، خنده‌ش واسه ماها، گل گندم

ـ دریای اردوکشان ساحل ندارد
ای کاسب فتنه پارو بزن!

ـ میازار  میری که اردوکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است

ـ میازار اردوکشی که دانه‌کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است

ـ برای خارج‌نشین‌ها:
گر به سرمنزل اردو رسى اى باد صبا
چشم دارم كه سلامى برسانى ز منش

ـ اومدم سر کوچه‌تون/ در خونه‌تون/ خونه نبودی
بگو بگو راستشو بگو! با کی کجا اردو بودی؟




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.