خوابگرد قدیم

جناب آقای صفار هرندی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام. چندین بار خواسته‌ام به مناسبت‌های گوناگون، خطاب به شما نامه‌‌ی سرگشاده بنویسم، ولی بر خلافِ زمان دولت قبلی که با آسودگی چنین می‌کردم، هیبت‌تان تا اکنون چنین اجازه‌ای را به من نداده است؛ هیبتی که ریشه در سابقه‌ی کارتان در سپاه و روزنامه‌ی کیهان دارد. اکنون اما، از روی خیرخواهی تردید را پس می‌زنم و می‌نویسم.

این روزها، به‌خصوص پس از انتشار نامه‌ی اعتراض اتحادیه‌ی ناشران به شما، انتقادها و اعتراض‌ها به روندِ کار اداره‌ی کتاب ارشاد و نیز مواضع تاب‌آلود و آمیخته به توهین شما روزافزون شده است. عنوان و پیوند شماری از برجسته‌ترین نقد و اعتراض‌های اخیر را در زیر این یادداشت آورده‌ام که امیدوارم تا کنون دیده باشید.

آقای وزیر
موضوع بسیار ساده است؛ روندِ کار در اداره‌ی کتاب ارشاد که مهم‌ترین وظیفه‌ی دولتی‌اش، بررسی و پاسخ دادن به ناشران و نویسندگان و مترجمان است، چنان کند و متوقف شده که در زمینه‌ی نشر ادبیات، فلسفه، تاریخ و علوم اجتماعی، به اداره‌ی نیمه‌تعطیل تبدیل شده و نارضایتی شمار زیادی از اهل فرهنگ و هنر ایران را موجب شده است. سخن بر سر کیفیت و شدتِ ممیزی و مواضع عجیب و غریبِ شخص شما در عرصه‌ی فرهنگ و هنر نیست، که سخن در این باره بسیار است، بلکه سخن بر سر حالتِ نیمه‌تعطیلی ست که اداره‌ی کتاب به آن دچار شده و این که این اداره، نه تنها به وظایف تعریف‌شده‌ی خود عمل نمی‌کند که درخواست‌های مکرر ناشران و نویسندگان و مترجمان را برای بررسی آثارشان را هم غالباً بی‌پاسخ یا بی‌نتیجه می‌گذارد. با شمایلی از این تعاریف، اداره‌ی زیر نظر شما می‌تواند همه‌ی آثار را رد کند و به آن‌ها مجوز نشر ندهد، ولی بررسی نکردن آثار و معطل کردن و بلاتکلیف گذاشتنِ آن‌ها از سه ماه تا یکی دو سال و حتا بیش‌تر، مفهوم‌اش انجام ندادن وظیفه‌ی اداری مدیران و کارمندان این اداره است که پیامدهای منفی آن در رکودی که بر نشر حاکم شده، کاملاً آشکار است.

آقای وزیر
از حقوق انسانی و لوازم و تعاریف فرهنگ سخنی نمی‌گویم، چون تفاوت دیدگاه شما با اهل فرهنگ و هنر بسیار روشن است و سخن بر سر آن بسیار؛ ولی شما بهتر از من می‌دانید که ناشران و نویسندگان و مترجمان، قانوناً و به شکل مدنی «حق» دارند که از اهمال اداره‌ی کتاب و فرار کردن ایشان از انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی ایشان است، بر اساس اصل نودم قانون اساسی، به کمیسیون نود مجلس شکایت کنند. متن این قانون چنین است: «هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه‌ی مجریه یا قوه‌ی قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه‌ی مجریه و یا قوه‌ی قضاییه مربوط است، رسیدگی و پاسخ کافی از آن‌ها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.‏»

هم‌چنین بهتر از من می‌دانید که همین ناشران یا نویسندگان و مترجمان بر اساس قانون حق دارند، انفرادی یا گروهی، با استناد به اصل‌های هشتم، نهم، و بيست و سوم، و به‌‏خصوص اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران و ماده‌ی ۳ (به ويژه بند ب و تبصره ۲ ماده‌ی ۳) و نيز ماده‌ی ۴ مقررات نشر مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از وزارت ارشاد به دیوان عدالت اداری شکایت کنند. [متن قانون اساسی] [تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری]

مقصودم این است که فارغ از تفاوت دیدگاه‌ها و جدای از اقتداری که در رفتار و گفتار شما نسبت به اهل فرهنگ وجود دارد، و فارغ از مباحث فرهنگی و حقوق انسانی، بیش از دو سال است که در اداره‌ی زیر نظر شما، بی‌توجهی به قانون و حقوق ذی‌حقان به شکل اداری و گسترده در حال رخ دادن است و حقوق شهروندی شمار زیادی از اهل فرهنگ و نهادهای مستقل فرهنگی، در این اداره، با بی‌پاسخ گذاشتن درخواست‌ها و طولانی کردن زمان پاسخ‌گویی، در حال پایمال شدن است. و این روند عجیب در اداره‌ی کتاب، از منظر قوانین فعلی و مقبول شما نیز اشکال اساسی دارد.

آقای وزیر
سخن بر سر مواضع شما در باره‌ی نشر ادبیات و فرهنگ نیست، و من نیز واقع‌بینانه، همه‌ی کاستی‌های موجود در اداره‌ی کتاب را لزوماً به تزریق دیدگاه شخصی شما در روندِ کار این اداره مربوط نمی‌دانم. بلکه به نظر می‌رسد، بخشی از این رفتار اداره‌ی کتاب و عمل نکردن به وظایف، ناشی از نوع مدیریت شما در وزارت ارشاد باشد که گویا مدیران زیردست شما، بیش از آن که بر انجام وظایف خویش متمرکز باشند و بر آن همت گمارند، در تشویش دایمی ناراضی شدن شما هستند و در اندیشه‌ی دایمی سرنوشت اتاقی که معلوم نیست صبح فردا به روی‌شان باز می‌شود یا نه. چنین وضعی طبیعی ست که به تلنبار شدن انبوه کتاب‌ها در اتاق مدیر این اداره بینجامد و حقیقتاً هم برآمدن از پس این همه کار انباشته، کار یک روز و دو روز و یک نفر و دو نفر نیست. شنیده‌ام در یکی دو سال گذشته که برخی مدیران زیردست شما طلبِ یاری هم از برخی اهل فرهنگِ به زعم شما خودی کرده‌اند و البته روی خوش ندیده‌اند! در این باره پیشنهاد می‌کنم با معاون فرهنگی خود که او نیز هم‌چون شما بر این همه فضای منفی و انتقادی چشم بسته، گفت‌وگو کنید؛ شاید ایشان بتوانند به شما بگویند که که بخشی از این کاستی، نه لزوماً بر اثر دیدگاه‌ شخصی شما که بر اثر کمبود نیروی انسانی و سخت‌افزاری و بی‌تجربگی و نابلدی ست.

آقای وزیر
شما بر اساس دیدگاه شخصی‌تان و با تکیه‌ی مقتدرانه بر جایگاه‌تان و اموال عمومی، می‌توانید هر نوع و تعداد کتابی را که می‌خواهید به زعم خودتان در راستای اهداف «انقلاب و قرآن» منتشر کنید یا از ناشران دولتی و شبه‌دولتی و برخی ناشران خصوصی بخرید، ولی یقیناً می‌پذیرید که شمار ناشماری از آثاری که در اداره‌ی کتاب ارشاد خاک می‌خورند، گرچه در راستای این موضوعات نوشته نشده‌اند، لزوماً منافاتی هم با آرمان‌های شما ندارند و مشکل‌شان فقط این است که زیر دستان شما در اداره‌ی کتاب اصلاً فرصت و امکان بررسی آن‌ها را ندارند. اگر از معاونان خود یا مدیران زیر دست خود بپرسید و ایشان شجاعانه و صادقانه پاسخ‌تان را بدهند، یقیناً خواهید پذیرفت که شمار ناشماری از این آثار اصلاً خوانده نشده‌اند!

با این وضع، آیا بهتر نیست برای کاستن از آسیب بزرگی که به بدنه‌ی نشر وارد شده، و آسیب بزرگ‌تری که در حال وارد شدن به اندام رنجور فرهنگ و ادبیات ایران است، به اصلاح حداقلیِ این وضع برخیزید و با فعال کردن اداره‌ی کتاب و بررسی آثار خاک‌گرفته در این اداره، فقط افتخار جلوگیری از نشر یا سانسور آثار ِ به زعم خود مشکل‌دار را برای خود حفظ کنید و دست‌ِ‌کم با رعایت ظاهر قانون‌های فعلی هم که شده، اجازه ندهید بیش از این حقوق شهروندی و قانونی اهل فرهنگ و هنر و اندیشه در وزارت‌خانه‌ی شما پایمال شود؟

پیوندها:
ـ نامه‌ی انتقاد و درخواستِ اتحادیه‌ی ناشران [+]
ـ مشکل هم سانسور است، هم آشفتگی [+]
ـ در ستایش دعوای میخ و سنگ! [+]
ـ حاشیه‌ای بر نامه‌ی اتحادیه‌ی ناشران [+]
ـ به دنبال امکانی برای جدال با سانسور کتاب [+]
ـ آقای وزیر، کتاب‌های ما کجاست؟ [+]
ـ یک پیشنهادِ ناممکن به وزارت ارشاد [+]
ـ انتشار اعتراض‌آمیز یک رمان تازه در وب [+]
ـ واکنش اهل ادبيات به وضع نشر و مواضع وزارت ارشاد [+]

:: بازنشر کاغذی و الکترونیکی این نامه به هر شکل و در هر جا آزاد است.

محمدهاشم اکبریانی: یا صداها آن‌قدر بلند نیست که گوش‌ها بشنوند، یا گوش‌ها آن‌قدر بسته است که صدای بلند را هم نمی‌شنوند. گرچه فرض دوم واقعیت دارد، اما هر چه هست نتیجه یکی ست و این که کتاب‌ها هم‌چنان در مجوزی ارشاد می‌مانند و جوابی هم در کار نیست. با این همه قرار است نمایشگاه کتاب، هم‌چون چند سال گذشته برگزار شود و عده‌ای ناشر و نویسنده، کتاب‌هایشان را عرضه کنند و عده‌ی زیادی بازدیدکننده و علاقه‌مند به کتاب هم به نمایشگاه بیایند و کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را خریداری کنند. با این حال نباید تردید کرد که کتاب تازه کم است و علاقه‌مندان نمی‌توانند آن گونه که دوست دارند، کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را پیدا کنند.

شاید مدیران و مسئولان ارشاد، همان‌گونه که بارها پاسخ داده‌اند، به ارایه‌ی آمار و ارقام بپردازند و از رشد انتشار کتاب بگویند و پاسخ دهند که عناوین منتشرشده در یکی دو سال اخیر و در مقایسه با دولت‌های قبلی افزایش چشمگیری دارد. حال که به ایام نمایشگاه نزدیک می‌شویم و طبیعی ست که ارایه‌ی این گونه آمار و ارقام هم افزایش پیدا کند، بد نیست مسئولان برای اثبات گفته‌های خود به یک پیشنهادِ انجام‌نشدنی هم کمی فکر کنند. این پیشنهادِ انجام‌نشدنی می‌تواند کم و کیفِ آمار و ارقام ارایه‌شده را برای مردم و دوست‌داران کتاب مشخص کند.

پیشنهادِ انجام‌نشدنی آن است که هر ناشر در کنار غرفه‌ی خود، تعداد کتاب‌های منتشرشده در یکی دو سال اخیر را به همراه تعداد کتاب‌هایی که در بخش ممیزی وزارت ارشاد بلاتکلیف مانده است، اعلام کند. بهتر است مدیران وزارت ارشاد برای نشان دادن حقانیت خود و نیز اثبات گفته‌هایشان، هر ناشر، به ویژه ناشران کتاب‌های ادبی را موظف کنند علاوه بر تعداد کتاب‌هایی که در ارشاد دارند، اسامی آن‌ها به همراه نام نویسنده یا مترجم‌شان را نیز در کنار غرفه‌ی خود نصب کنند.

این پیشنهادِ ناممکن می‌تواند نشان دهد که در نمایشگاه امسال چه کتاب‌هایی می‌توانستند حضور داشته باشند که ندارند، چه نویسندگانی می‌توانستند با اثر یا آثاری جدید در نمایشگاه باشند که نیستند، چه کتاب‌هایی که می‌توانستند دل خریداران را شاد کنند که نتوانستند و مهم‌تر از همه، چه آمار و ارقامی واقعیت دارد که ندارد. حالا که قرار است پیشنهادِ انجام‌نشدنی ارایه شود، بهتر است در کنار تعداد و اسامی کتاب‌هایی که هر ناشر در کنار غرفه‌ی خود به نظر بازدیدکنندگان می‌رساند، مدت و زمان انتظار کتاب‌های مانده در ممیزی ارشاد را هم اعلام کند. باید باور کرد تحقق این پیشنهادِ غیرواقعی می‌تواند نمایشگاهی پربار را در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهد. [متن این یادداشت در روزنامه‌ی اعتماد]

کنفوسیوس ِ نامسلمان، یک زمانی خیلی وقت پیش‌ها گفته: به جای این که به تاریکی لعنت بفرستید، برخیزید و شمعی روشن کنید. والله! [«والله» از خودم است.]

وقتی می‌گویم تعاریف وزیر ارشاد با تعاریف دیگران فرق دارد، نگویید نه! او امروز در پاسخ این همه منتقدان خاص و عام حوزه‌های سینما و نمایش با ذکر برخی آمار و ارقام غیرمحتوایی گفته: "بعضی‌ها متأسفانه اين پيشرفت‌ها را ناديده گرفتند و با ژست فيلسوف‌مآبانه گفتند كه وضع فعلی فرهنگ از وضع قبلی بدتر است. به نظر من اين افراد خودشان را متهم می‌كنند و مشاعرشان درست كار نمی‌كند." توجه کنید که او در سخنرانی امروز خود، منتقدان وضع نشر کتاب را در حدِ همین پاسخ آلوده به توهین هم قابل ندانسته و هیچ اشاره‌‌ای به وضع نشر نکرده است؛ انگار نه انگار که وزارت ارشاد، اداره‌ی عریض و طویلی هم دارد به نام اداره‌ی کل کتاب. شاید هم منتقدانِ این عرصه اصلاً مشاعری ندارند که کار کند یا نه! به گفته‌ی وزیر ارشاد، "امسال بذری را كه در اين سال‌ها كاشته‌اند، درو خواهند كرد."

پیوند: حاشیه‌ی سیدابوالحسن مختاباد

نه نامه‌ی اعتراض اتحادیه‌ی ناشران به وزیر ارشاد و نه هیچ یک از اعتراض‌ها و قهرهای جداگانه و گاه به گاهِ نویسندگان و مترجمان به وزارت ارشاد، خمی بر ابروی وزیر و اداره‌ی نیمه‌تعطیل کتابِ وزارتخانه‌اش نمی‌آورد. موضوع این است که ایشان به خوبی و بهتر از همه می‌دانند در اداره‌ی ممیزی کتاب وزارتخانه چه می‌گذرد. اگر به سخنان دو سه سال اخیر وزیر ارشاد و معاون فرهنگی‌اش نگاهِ دوباره بیندازید، می‌بینید که ایشان «صادقانه» عزم بر این کرده بودند که وضع نشر ادبیات، فلسفه، تاریخ و علوم اجتماعی و انسانی در ایران به چنین روز و حالی برسد. ادبیاتی که نسبتی با انقلاب و اسلام نداشته باشد، همان به که وجود نداشته باشد [نقل مضمون].

اکنون حتا موضوع این نیست که به آثار انبوهی که به وزارت ارشاد فرستاده می‌شود، مجوز داده نمی‌شود، بلکه موضوع این است که همان «بی‌اجازگی» هم صادر نمی‌شود و آثار بلاتکلیف‌اند. آیا نمی‌شود تحلیل کرد که این خود نوعی سانسور کم‌هزینه‌تر است؟ فرق هست میان فهرستِ آثاری که «رسماً» مجوز نمی‌گیرند و فهرستِ آثاری که مجوزشان از چند ماه تا یک سال و نیم بلاتکلیف مانده. مگر در بخش مطبوعات نمی‌بینید که برخوردهای قضایی پرهزینه، جایش را به اعلامیه‌های بی سر و صدای هیأت نظارت بر مطبوعات داده است؟

این که ناشران ـ البته جسورتران‌شان ـ هر ماه آمار کتاب‌های «ردشده» را منتشر کنند بهتر است یا هر چند ماه، آمار کتاب‌هایی که «در انتظار مجوز»ند؟! بله، موضوع دیگر حتا این نیست که اداره‌ی ممیزی اصلاحيه‌های گل و گشاد و چند باره بر آثار می‌زند؛ بلکه موضوع این است که از صدور اصلاحیه هم خودداری می‌کند. تو گویی نویسندگان و مترجمان و پژوهشگران، شایسته‌ی دریافتِ اصلاحیه هم نیستند و همان بهتر که اصلاً خودشان هم نباشند. کتاب‌های آموزشی و کنکور و زناشویی و عرفان‌بازی و خرافه‌گرایی و... که به وفور اجازه‌ی چاپ می‌گیرند و منتشر می‌شوند، به اندیشه و تحقیق و تاریخ و جامعه‌شناسی هم که نیازی نیست، شعر هم که به درد مردم نمی‌خورد، ترجمه هم از مصادیق تهاجم فرهنگی ست، ادبیات داستانی را هم که خود ارشاد هوشمندانه پیش‌بینی‌اش را کرده و قرار است به جای همه‌ی ناشران، نزدیک به یک‌صد اثر داستانی را در نمایشگاه کتاب منتشر کند و سال بعد هم انواع و اقسام جوایز ادبی را برگزار کند.

نه دوستان؛ تعطیلی نصفه‌نیمه‌ی اداره‌ی کتاب ارشاد، اتفاقی نیست که وزیر یا معاون آن از بی‌خبر باشد. ایشان، هم از توانِ اندکِ زیردستان خود در این اداره آگاه‌اند و از آن احتمالاً خرسند(!) هم از وضع نشر آگاه‌اند و نارضایتی روزافزون و سرخوردگی عمیق جامعه‌ی نویسندگان و مترجمان و پژوهشگران و روشنفکران ـ حتا به زعم خود خودی ـ را می‌فهمند. در چنین اوضاعی، شور و شوق وزارت برای نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم ابداً خنده‌دار نیست. مشکل بر سر اختلافی ست که میان جامعه و ایشان وجود دارد بر سر مفاهیمی چون «فرهنگ»، «منافع ملی»، «سرمایه‌های فرهنگی»، «ادبیات»، «اندیشه» و...

از وزیر ارشاد که سال‌ها در روزنامه‌ی کیهان مشغول «رصد فرهنگی» بوده [نقل مضمون]، نخواهید که دغدغه‌های فرهنگی یا صنفی شما را درک کند؛ او با بینش کامل و مأموریتی که به آن پایبند و متعهد است، بر صدر نشسته و از آن‌جا و آن کس هم که باید، قدر می‌بیند و نیازش هم به وزیرنوازی شمایان نیست. مشکل بر سر نگاه «امنیتی» حاکم بر همه‌ی عرصه‌ها از جمله فرهنگ است؛ نگاهی که شما آن را قبول ندارید و زیان‌بارش می‌دانید، ولی منش ایشان بر «آن» استوار است و هرچند به‌غلط، تدوام مهتری را در پیروی از اصول «آن» در همه‌ی عرصه‌ها از جمله فرهنگ می‌دانند. پس بیهوده میخ بر سنگ نکوبید.

بهتر این است که در میخ و سنگ خویش بازنگری کنید. فضای پاکیزه‌ای که وزیر ارشاد در آغاز وزارت وعده‌اش را در بخش نشر داده بود، اکنون فرادست آمده، و اگر شمایان چنین نمی‌پندارید که یقیناً نمی‌پندارید، چاره‌ای ندارید جز این که این رخوتِ تزریق‌شده را از خود برانید. اکنون می‌توانید اوج پیروزی اقتدارگریان در عقب‌راندن جامعه‌ی روشنفکر و هنرمند را از پیشانی جامعه بنگرید و عمق فاجعه را در گسستِ جامعه‌ی روشنفکری ایران درک کنید؛ جامعه‌ای که با ترفندهای گوناگون، به هزارجزیره‌ی پاره پاره و بی‌خاصیت تبدیل شده و جز سکوت و قهر و دشنام زیرلبی کاری دیگر در ذهن‌اش جا نمی‌گیرد، یا می‌گیرد و گمان می‌کند توان‌اش را ندارد. این، منفعت شخصی شما نیست که بر باد می‌رود، این، سرمایه‌ی فرهنگی ایران است که از دست می‌رود. مگر این که تعاریف شما نیز با تعاریف مقتدران عرصه‌ی فرهنگ یکی شده باشد!

از دوستِ جوانی که نخستین کتاب‌اش را چند ماهی ست به وزارت ارشاد سپرده و معطل است، تا نویسنده‌ای کهنه‌کار که بیش‌تر آثارش در زمینه‌ی جنگ بوده، تا عموم منصب‌داران سابق دولتی و برخی منصب‌داران کنونی، همه و همه از این روند گله‌مندند و به آن معترض. درست شبیه آن‌چه در زمینه‌ی اقتصاد و سیاست، به شکلی دیگر دیده می‌شود. آن‌چه ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که این همه انرژی منفی، در سکوت، چگونه و چه‌قدر و تا کجا تلنبار و فشرده خواهد شد؟ و مقتدران کنونی ِ عرصه‌ی فرهنگ (و سیاست) این روندِ ظاهراً امنیتی، اما به‌راستی بیمار و خطرناک برای منافع ملی را تا کی ادامه خواهند داد؟ از گسستِ عمیق و روزافزون قشرهای گوناگون جامعه با حکومت، به‌خصوص گروه‌های مرجعی چون دولت‌مردان سابق، استادان، روشنفکران، دانشجویان و فعالان عرصه‌ی فرهنگ و هنر، بیش‌ترین آسیب در درازمدت متوجهِ کجا خواهد شد؟ بر شاخه نشستن و بُن بریدن تا کِی؟

شمار فارسی‌زبانانی که از ویندوز ویستا استفاده می‌کنند، روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود. برخی از دوستان ناراحت بودند که برنامه‌ی «تری‌لی‌آوت» در ویندوز ویستا اجرا نمی‌شود و از نعمتِ ایجاد «نیم‌فاصله» به شکل اصولی، محروم‌اند و زندگی بر ایشان تلخ گردیده! پاسخی برای‌شان نداشتم تا یکی از خودِ ایشان راه حل را یافت و برایم نوشت، به این قرار:

تصویر راهنمای تری‌لی‌آوت در ویستاابتدا به پوشه‌ای بروید که برنامه‌ی «تری‌لی‌آوت» را در آن گذاشته‌اید. روی آيکون اجرایی برنامه راست‌کلیک کنید. سپس روی گزینه‌ی Properties کلیک کنید. برگه‌ی Compatability را انتخاب کنید و در بخش Compatability Mode جلوی عبارتِ Run This Program in Compatability Mode For را تیک بزنید، اوکی کنید و دوباره از زندگی لذت ببرید.

از کسانی که نخستین‌بار است با موضوع «نیم‌فاصله» روبه‌رو می‌شوند، و نیز کسانی که سیصدمین بار است با آن روبه‌رو می‌شوند، ولی هم‌چنان به آزار دادن خوانندگان وبلاگ یا سایت خود ادامه می‌دهند؛ خواهش می‌کنم به این صفحه بروند و این راهنمای بسیار ساده را یک‌بار برای همیشه بخوانند و به کار گیرند. برای خیلی تنبل‌های عزیز هم فشرده‌‌ترین صورتِ ممکن ِ آن راهنما را در زیر می‌آورم:

نیم‌فاصله
برای ایجاد فاصله میان کلمات، از کلید Space استفاده می‌کنیم که به آن می‌گوییم «فاصله». اما یک نوع فاصله هم برای ما فارسی‌‌نویسان هست که به آن می‌گوییم «نیم‌فاصله» که با زدن هم‌زمان دو کلید Shift و Space ایجاد می‌شود. برخی کلمه‌ها هستند که از چند پاره تشکیل شده‌اند، ولی در مجموع یک کلمه محسوب می‌شوند، مثل «می‌شود»، «رفته‌اند»، «دست‌ها»، «همه‌ی» یا همین کلمه‌ی «نیم‌فاصله». بیش‌ترین کاربردِ «نیم‌فاصله» در «می» افعال مضارع، «ها»ی جمع، پسوند فعل‌ها، و کلمه‌هایی ست که از دو یا چند جزء تشکیل شده‌اند.

برنامه‌ی تری‌لی‌آوت
روی این لینک کلیک کنید و یک برنامه‌ی بسیار سبک را (به اسم تری‌لی‌آوت) دانلود کنید. این یک فایل zip است. آن را از حالت زیپ خارج کنید و روی آیکون برنامه کلیک کنید. بلافاصله به سمت راست نوار پایین Desktop شما یک علامت تازه اضافه می‌شود. بدون نیاز به وارد شدن به این برنامه، از این پس شما در هر محیطی از ویندوز که تایپ کنید (نت‌پد یا ورد یا هر محیط دیگر) امکان ایجاد «نیم‌فاصله» را نیز دارید؛ کافی ‌ست به جای زدن کلید Space کلید Shift را بگیرد و هم‌زمان کلید Space را بزنید.

علاوه بر امکان ایجاد «نیم‌فاصله»، با این برنامه می‌توانید حتی کلیدهای کیبورد خود را به دلخواه خود تعریف کنید. کافی‌ ست روی آیکون برنامه راست‌کلیک کنید و بعد از انتخاب گزینه‌ی «آرایش صفحه کلید» قولنج کیبوردتان را بگیرید. توصیه می‌کنم اعداد ردیف بالای کیبورد خود را هم یکی یکی با اعداد فارسی جایگزین کنید و هنگام تایپ از آن‌ها استفاده کنید تا اعداد میان نوشته‌های شما روی وب، در هر ویندوزی به شکل فارسی دیده شود.

برای مطالعه‌ی راهنمای کامل این برنامه و نیز راهنمای ساده‌ی درست‌نویسی فنی در کامپیوتر و برای وب، روی این‌جا کلیک کنید، با دقت مطالعه کنید و به کار بندید تا، رستگار شوید.




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.