خوابگرد قدیم

رضا شکراللهیایسنا: آیین رونمایی از مجموعه داستان «از کجا تا کجا» با حضور جمعی از نویسندگان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی در خانه‌ی فرهنگ گیلان برگزار شد.

به گزارش بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای مراسم رونمایی از مجموعه داستان «از کجا تا کجا» نوشته‌ی لاله فقیهی که نهمین کتاب از سری کتاب‌های «عصر چهارشنبه‌ی ما» است، ابتدا نویسنده یکی از داستان‌های مجموعه را برای حاضران خواند، سپس دو قطعه‌ی فلامنکو با گیتار اجرا شد.

در ادامه‌ی مراسم، رضا شکراللهی در زمینه‌ی «زبان در روایت و روایت در زبان» به سخنرانی پرداخت و با اشاره به دو روش تاریخی محاکاتی و نقالی، تأثیر این دو رویکرد بر زبان در روایت داستانی را تشریح کرد.

این ویراستار ادبیات داستانی و منتقد ادبی در ادامه به تفکیک داستان از متن به عنوان دو جزء اساسی هر روایت داستانی اشاره کرد و با پیوند زدن آن به مبحث زبان گفتار و نوشتار، به جدل‌هایی پرداخت که در این زمینه وجود دارد و به طور خاص بر نثر و به طور کلی زبان نویسندگان هر دوره اثر می‌گذارد.

شکراللهی درباره‌ی کتاب «از کجا تا کجا» نیز با اشاره به قدرت نویسنده در فن قصه‌گویی، به موضوع زاویه دید زنانه در داستان‌های لیلا فقیهی پرداخت و در پایان از انفعال و تسلیم همه‌ی راوی‌ها در برابر روایت غالب مردانه‌ی جامعه‌ی پیرامون راوی انتقاد کرد.

پیش‌تر هشت مجموعه‌ داستان از سری کتاب‌های «عصر چهارشنبه‌ی ما» که زیر نظر کیهان خانجانی ‌گردآوری می‌شوند به چاپ رسیده بود. سری جدید این کتاب‌ها از این پس توسط نشر به‌نگار منتشر می‌شود که مجموعه‌ی «از کجا تا کجا» نخستین آن‌هاست. [منبع +]

وزارت اطلاعاتعلی‌رضا کیوانی‌نژاد: در خبرها آمده پلیس در یکی از اتوبان‌های کشور، جلوِ ماشینی را گرفته و به او مشکوک شده است. راننده سلاح گرم داشته با گاز فلفل و دستبند و باقی تجهیزات نظامی. پلیس می‌پرسد شما چه کاره هستی و او می‌گوید مأمور وزارت اطلاعاتم. بعد هم کارت شناسایی‌اش را نشان داده است با این عنوان: «وزارت اتلاعات جمهوری اسلامی ایران» خب، بعد هم برادران خدوم، این بنده‌ی خود را با خود برده‌اند که ضمن بازجویی‌های فنی(!) چند کلمه دیکته یادش بدهند.

فارغ از این خبر، باید به این فکر کنیم که در مکاتبات روزمره، حتا در اس‌ام‌اس، چقدر تابع قواعد ادبی هستیم یا دست‌کم چقدر درست می‌نویسیم. نیز به این فکر کنیم که درست‌نویسی فقط کار کسانی نیست که به ادبیات علاقه دارند و درست نوشتن باید یکی از ملزومات کار ما باشد، فرقی ندارد دزد باشیم یا پزشک. ژان ژنه که سارتر او را «ژنه مقدس» نامید و این لقب را عنوان کتابی قرار داد با موضوع این نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی، هم دزد بود هم خلافکار، ولی بعدها به نوشتن روی آورد و یکی از پیشانی‌داران ادبیات فرانسه و جهان شد.

کاش همان مقدار که برای ما مهم است کدام پیراهن را با کدام شلوار بپوشیم، قدری به درست نوشتن فکر کنیم که اگر روزی خدای ناکرده از بد روزگار، پای‌مان را کج گذاشتیم، دست‌کم پلیس در پرونده‌ی ما نحوه‌ی دستگیری را «گاف آقای دزد در جعل کارت وزارت اتلاعات» ننویسد. [+]

مژده دقیقیمژده دقیقی: زبان موجودی ست زنده‌ که نه می‌توان آن را با تحکم و وضع قانون محصور و محدود کرد و نه مسیر پویایی و حرکت آن را خطکشی کرد و از اساس این ماهیت زبان است که اجازه نمی‌دهد هیچ ضابطه یا قانونی بر آن حاکم شود.

فرهنگستان زبان و ادب فارسی سال‌ها ست بخشی از فعالیت خود را به معادل‌سازی برای لغاتی اختصاص داده است که از زبان دیگری وارد زبان فارسی شده‌اند. میزان تأثیرگذاری فرهنگستان در زبان رایج مردم ـ چه آن زمان که در تلویزیون با برنامه‌ای به نام «فارسی را پاس بداریم» به صورت مستقیم با مردم در ارتباط بود و چه پس از آنکه با فرستاندن بخشنامه و تعیین ضوابطی برای گویندگان رادیو و تلویزیون سعی در جاانداختن این معادل‌ها در زبان رایج مردم داشت ـ خود به خوبی بر این ویژگی غیرقابل مهار بودن زبان صحه می‌گذارد. شاید بیش از سه یا چهار واژه‌ی تولیدی فرهنگستان نتوانست راهی به زبان فارسی رایج باز کند.

حال که فرهنگستان خبر داده پیش از شروع جام جهانی تصمیم دارد معادل‌هایی را که برای واژه‌های فوتبالی در نظر گرفته به صدا و سیما ارائه دهد و بنا به گفته‌ی مدیر شورای واژه‌گزینی فرهنگستان، صدا و سیما هم قول همکاری داده است؛ شاید بد نباشد به فرهنگستان یادآوری کنیم، زبان ابزار ارتباطی ست که با واژه‌سازی‌های نامأنوس و اجباری بیگانه است و چنین مداخله‌ای در زبان رایج و واژگان خاصی که در حوزه‌های مختلف همچون فوتبال برای مردم جاافتاده است، جز اختلال و ایجاد وقفه در انتقال مفهوم به مخاطب، هیچ کارکرد دیگری ندارد.

وقتی واژه‌ای به زبان رایج مردم وارد می‌شود، مقابله و جایگزینی آن معنایی ندارد و چنین تغییراتی در زبان، نه خطر است و نه تهدیدی که برای ما دغدغه باشد. شاید بد نباشد فرهنگستان فکری به حال صدها واژه‌ای بکند که روزانه در حوزه‌ی فناوری و تکنولوژی وارد واژگان مصطلح فارسی می‌شود. پیش از آنکه واژه برای مردم مأنوس و آشنا شود، می‌توان گفت معادل‌سازی می‌تواند حرکتی تأثیرگذار باشد. اما برای کلماتی که عمر طولانی دارند، معادل‌سازی و اعمال زور و اجبار، مضحکه به بار می‌آورد. تأخیر فرهنگستان در معادل‌سازی برای واژگان اختصاصی حوزه‌های مختلف، تلاش‌های این نهاد را در عمل بی‌نتیجه می‌کند.


آنچه برای من به عنوان مترجم در برگردان یک متن به زبان فارسی، در همه حال معیار و میزان است، همان زبان رایج و عامیانه‌ی مردم است. سقف تأثیرگذاری ما در زبان، رواج سلیقه یا ذوق شخصی در کاربرد واژگان البته با درنظر گرفتن لحن و فضای متنی ست که راه ارتباط ما با مخاطب فارسی‌زبان است. زنده کردن واژگان زبان فارسی که شاید از یادها رفته باشد و حتا به کار گرفتن معادل‌های فارسی جاافتاده در زبان مصطلح، وابستگی مستقیم با محتوای متن دارد. تنها اصل همیشگی زبان این است که هیچ فرمول و ضابطه‌ای را نمی‌توان به آن تحمیل کرد. بهتر است طبیعت زبان را بشناسیم و بیهوده برای مهار آن دست و پا نزنیم. [منبع +]




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.