خوابگرد قدیم

رمان شب ممکن محمدحسن شهسواری، بی‌تردید بحث‌‌انگیزترین رمان سال ۸۸ بوده تا کنون. این را می‌شود، هم از واکنش‌های خوانندگان عادی فهمید، هم از بحث‌ها و نقدهایی که نویسندگان و منتقدان در باره‌ی آن پیش کشیدند. در میان هر دو گروهِ خواننده‌ها، کسانی هستند که برای این رمان کم‌ترین ارزش ادبی قائل نیستند تا کسانی که آن را نمونه‌‌ای موفق از یک اثر پست‌مدرن می‌دانند. شب ممکن پر از داستان است، اما نه داستان‌هایی که روایت شده‌اند بل‌که روایت‌هایی که داستان شده‌اند، و این «شیوه‌ی روایت‌گری» اثر است که ذهن خواننده‌ را در مورد یکی از مهم‌ترین مضامین ذهن انسان امروز به چالش می‌کشد. به تعبیر دیگر، برخلاف ظاهر فریبنده‌اش، ما از شیوه‌ی روایت است که مضمون اصلی رمان را درک می‌کنیم. و این، چیزی فراتر از بحث قدیمی هم‌بستگی فرم و محتواست و جایی ست که «روایتگری» و «ذهن خواننده» جای «فرم» و «محتوا» را می‌گیرند.

به هر حال، بحث بر سر این رمان هنوز ادامه دارد، و شاید مطالعه‌ی مقاله‌ی مفصل دکتر حسین پاینده در باره‌ی آن برای موافقان و مخالفان این اثر راهگشا باشد. دکتر پاینده اگر نگوییم تنهاترین، می‌توانیم بگوییم بهترین کارشناس و منتقد ایرانی در زمینه‌ی ادبیات پست‌مدرن است. او در این مقاله‌ی آکادمیک، همه‌ی اجزای این رمان را در پیوند با مؤلفه‌های ادبیات پست‌مدرن واکاویده و با اتکا به نظریه‌های ادبی در این زمینه، به این نتیجه‌ی متقن رسیده است که «شب ممکن» یک اثر پست‌مدرنیستی موفق است. به خوانندگان این رمان، چه آن را پسندیده باشند چه نه، خواندن این مقاله را توصیه می‌کنم. [متن کامل مقاله]

برگی از تاریخ سیستان (تصحیح محمدتقی ملک‌الشعرا بهار)

... بازگشتیم به خبر یعقوب، یعقوب به نیشابور قرار گرفت. پس او را گفتند که مردمان نیشابور می‌گویند که یعقوب عهد و منشور امیرالمؤمنین [خلیفه‌ی عباسی] ندارد و خارجی ست، پس حاجب را گفت رو منادی کن تا بزرگان و علما و فقها نیشابور و رؤسای ایشان فردا این‌جا جمع باشند تا عهد امیرالمؤمنین بر ایشان عرضه کنم...

حاجب فرمان داد که تا منادی کردند. بامداد همه بزرگان نیشابور جمع شدند و به درگاه آمدند. و یعقوب فرمان داد تا دو هزار غلام همه سلاح پوشیدند و بایستادند، هر یک سپری و شمشیری و عمودی سیمین یا زرین به دست هم از آن سلاح که از خزانه‌ی محمدبن‌طاهر برگرفته بودند به نیشابور. و خود به رسم شاهان بنشست و آن غلامان دو صف پیش او بایستادند.

فرمان داد تا مردمان اندر آمدند و پیش او بایستادند. گفت بنشینید. پس حاجب را گفت آن عهد امیرالمؤمنین بیار تا بریشان برخوانم. حاجب اندر آمد و تیغ یمانی و دستاری مصری اندر آن پیچیده بیاورد و دستار از آن بیرون کرد و تیغ پیش یعقوب نهاد، و یعقوب تیغ برگرفت و بجنبانید. آن مردمان بیش‌تر بی‌هوش گشتند، گفتند مگر به جان‌های ما قصدی دارد.

یعقوب گفت تیغ نه از بهر آن آوردم که به جان کسی قصدی دارم، اما شما شکایت کردید که یعقوب عهد امیرالمؤمنین ندارد. خواستم که بدانید که دارم! مردمان باز جای خود آمدند. باز گفت یعقوب: امیرالمؤمنین را به بغداد نه این تیغ نشانده است؟ گفتند: بلی. گفت مرا بدین جایگاه نیز هم این تیغ نشاند، عهد من و آن امیرالمؤمنین یکی است!
[منبع]

در مراسم معارفه‌ی بهمن دری اخوی، معاون جدید وزارت ارشاد، رئیس وزارت‌خانه گفت: آقای دری یک فرد کاملاً کتاب‌شناس هستند که به این حوزه اشراف دارند و من خود شاهد بودم همین که نامی از فردی مؤلف می‌بردیم ایشان بیوگرافی آن فرد را کامل می‌گوید. این مهم است کسی کتاب‌شناس باشد، آن هم در دوره‌ای که در جنگ نرم هستیم.

چکیده‌ی سخنان بهمن دری اخوی
به نقل از خبرگزاری فارس

امام برای نهادهای رسمی بر اساس حدیث ثقلین نهادهای موازی را ایجاد کردند و به شدت هم مخالف حذف نهادهای قبلی بودند... باید روح فرهنگ اهل بیت را به مردم منتقل کنیم. یعنی با روحیه‌ی کارمندی که فاقد ابداع است نمی‌شود انقلاب را به یک نتیجه رساند. باید یک نوع فرهنگ جهادی به پا کرد. همان‌طور که مقام معظم رهبری اخیراً در دیدار با اساتید بسیجی فرمودند، فرهنگ بسیج، جهادی است و نه قتالی.

دری با اشاره به تجربیاتش گفت: عصاره‌ی این تجربیات این است که اکنون می‌گویم با بوروکراسی فرهنگ انقلاب پیش نمی‌رود و اگر می‌خواهیم قله‌های پیشرفت فرهنگ بسیجی را حفظ کنیم، باید فرهنگ حدیث ثقلین را پی بگیریم.

وی با طرح این پرسش که حال بر اساس این مدل چه باید کرد، گفت: مقام معظم رهبری در این باره پاسخ جانانه‌ای دادند و بنده یاد گرفتم این نکته را در همه جلسات یادآوری کنم. ایشان می‌فرمایند: «‌در جمهوری اسلامی هرجا هستید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که کارها به شما مرتبط است»‌. در این گفته هم فرهنگ و هم مدل نهفته است.

معاون جدید امور فرهنگی وزیر ارشاد اظهار داشت: «امروز کشور به فعالیت‌های محتوایی و فرهنگ انقلابی نیاز دارد» ممکن است تصور کنید این جمله از فرمایشات مقام معظم رهبری است، اما این گفته از صحبت‌های رئیس جمهور محبوب آقای احمدی‌نژاد است که ترجمانی از این بهتر برای گفته‌های مقام معظم رهبری نیست.

بهمن دری به انتقاد از عملکرد معاونت امور فرهنگی در دوره‌ی پرویز نیز پرداخت و گفت: مثلاً یکی از انتقادات من به معاونت فرهنگی این است که چرا همه‌ی تمرکزش روی کتاب است؟ در حالی که کتاب یک مقوله‌ی ابزاری برای ارتقاء فرهنگ است و نباید تمرکز را روی آن گذاشت.

وی در ادامه، آسیب شناسی انقلاب، کم‌کاری در ارائه مبانی نظری انقلاب، مقایسه‌ی انقلاب ایران با انقلاب‌های جهان، کمبود آثار داستانی در حوزه‌ی انقلاب، کمبودهای فراوان در عرصه‌ی جنگ و دفاع مقدس، کمبود در عرصه‌ی نقد که مورد تأکید ویژه‌ی مقام معظم رهبری است، خلأهای محتوایی مراجع فکری و مراقبت از حوزه نشر را از موضوعاتی برشمرد که حتماً باید در دوره‌ی معاونت او مورد توجه قرار گیرد.

در مورد قصه و رمان اگر همین یک مورد را که مورد دغدغه‌ی مقام معظم رهبری است جدی بگیریم مشکل سینمایی و سریال‌های ما حل می شود. چرا که یکی از بزرگ‌ترین معضلات فیلم‌های ما نبود قصه‌های خوب است.
منبع

محسن پرویز بعد از حدود پنج سال از صندلی معاون وزیر ارشاد بلند شد و «بهمن دری اخوی» بر آن نشست. قطعاً مشکل از من است که نامش را هم تا پیش از نشر این خبر نشنیده بودم. دست به جست‌وجو شدم در وب. همه‌ی آن‌چه پیدا کردم، کم‌تر از سی خبر و گزارش بود (تا لحظه‌ی انتشار خبر) که نیمی از آن، همین خبر انتصاب او در سایت‌های خبری بود و نیم دیگر، خبر مهرماه پارسال «برگزیدگان جشن ربع قرن دفاع مقدس» که بندی از آن به این قرار بود: داوران شاخه‌ی جُنگ جشنواره، مجموعه‌ی سه جلدی «حماسه مقاومت؛ یادمان هشت سال دفاع‌مقدس» از انتشارات معاونت فرهنگی تبلیغات ستاد فرماندهی کل قوا و به اهتمام بهمن دری اخوی، بهروز اثباتی، محمدباقر شمسی‌پور و محمدقاسم فروغی را به عنوان اثر تقدیری معرفی كردند.
به جان خودم، همین.

داشتم ناامیدتر می‌شدم که بخت یارم شد و دیدم ایسنا متن کامل‌تری از خبر انتصاب بهمن دری اخوی منتشر کرده که در آن چنین آمده است:
ـ نویسنده‌ی بیش از ‌هزار مقاله، تحلیل، تفسیر و نقد در حوزه‌های انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، ادبیات ایران و جهان و رخدادهای داخلی و خارجی در رادیو، مطبوعات و نشریات
ـ سردبیری مجله‌ی پیام انقلاب
ـ  رییس انتشارات کل سپاه
ـ قائم‌مقام اداره‌ی ویژه‌ی کتاب وزارت ارشاد
ـ سردبیر هفته‌نامه‌ی سروش
ـ معاونت فرهنگی و قائم‌مقام انتشارات صداوسیما
ـ معاونت فرهنگی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز
ـ صاحب تألیفاتی چون «ولایت مطلقه فقیه اصل دین است»، « فرهنگ شعارهای انقلاب اسلامی»، «حماسه مقاومت»، «فیلم‌شناسی دفاع مقدس»، «راه اندیشه»، «خدمات متقابل ادبیات و سینما» و «مارمولک‌های خانه‌به‌دوش»

پ.ن 
۱) لعنت به گوگل و اینترنت که با این همه مقاله و تفسیر و کتاب و مسئولیت از یک ایشان، نه عکسی از او به آدم  نشان می‌دهد نه کم‌ترین نشانی از این همه کار و اثر. حالا هی بگویید اینترنت آلت دست فتنه‌گران نیست!
۲) در همین چند ساعت اخیر دیدم دوستانی را خصوصاً از اهل کتاب که شادمان‌ شده‌اند از رفتن محسن پرویز. برای شادی‌شان اندکی، فقط اندکی طول عمر آرزو می‌کنم.




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.