خوابگرد قدیم

محسن مخبر دزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مراسم رونمایی از کتاب‌های ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه گفت: نگرانی امروز ما سرعت علم در ایران است چرا که این سرعت آن قدر زیاد است که کشورهای دیگر نسبت به ما عقب می‌مانند و ما از این امر نگران هستیم. [+]

مجموعه‌داستان فرشته توانگرکتاب «کانادا جای تو نیست» پنجمیــــن کـتاب فرشته توانگر اسـت که به تازگی منتشر شده است. کتاب دلنشین و سخت صادقانه است. نثری روان دارد و قصـــه‌هایی از دل هر روز زندگــی مکانیکی و شــهری ما، امـا پـر از رگـه‌های درخشــان نبوغ.

داستـــان «جنگ من» را از ایــن مجموعــه بیــش از همــه دوســت داشتــم و خوانــدن این مجموــعه را به دوســتان توصیه می‌کنم. میترا معینی

حامد اسماعیلیون: دوستان، ترجمه‌ی «دمانس» جنون نمی‌شود که حالا همه نگران ‌اند چرا گابریل گارسیا مارکز، به نظر من بزرگ‌ترین نویسنده‌ی زنده‌ی این روزگار، کارش به دیوانگی کشیده. دمانس می‌شود «زوال عقل». عوام به آن «خرفتی» گویند. هرچه هست دردِ پیری ست، اما از آن دردناک‌تر این که آدم نویسنده باشد و نتواند دو خط به برادرش بنویسد که خفه شود و او را در اوهام تنها بگذارد.

منظور از سال‌های دور قطعاً دوران ستم‌شاهی ست
رضا ساکی
: بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، در آیین نکوداشت «روز قلم» گفته: می‌خواهم راه‌ها و مؤلفه‌های ترویج کتاب و کتاب‌خوانی را که عصاره‌ی بیست‌وپنج‌ساله‌ی مراوده‌ی من با اهل قلم است، بیان کنم. من ۲۰ راه حل دارم و تا حالا هم هیچ‌جا آن‌ها را نگفته‌ام و امروز می‌خواهم آن‌ها را هدیه کنم به شما.

او در ادامه به صورت تیتروار یازده مورد از راه‌کارهای پیشنهادی خود را برای ترویج کتاب و کتاب‌خوانی بیان کرده است. در میان این یازده پیشنهاد، شش پیشنهاد منحصر‌به‌فرد وجود دارد که البته شبهه‌هایی هم در مورد آن‌ها هست که عرض می‌کنم:

آقای دری گفته‌اند: «کتاب‌ها باید موجز و کوتاه نوشته شود؛ گاهی اوقات کتابی که می‌تواند در ۱۰۰ صفحه تمام شود، در ۶۰۰ صفحه نوشته می‌شود.» همان طور که آقای دری گفته‌اند برخی کتاب‌ها می‌توانند در ۱۰۰ صفحه تمام بشوند، پس برخی کتاب‌ها نمی‌توانند در ۱۰۰ صفحه تمام بشوند. حالا سؤال این‌جاست اگر کتابی نتوانست در ۱۰۰ صفحه تمام بشود، تکلیفش چیست؟

ایشان ادامه داده‌اند: «پاسخ به شبهات به صورت اپیزودیک و موضوع‌بندی‌شده و تدوین آن‌ها در قالب کتاب‌های ۸۰ تا ۱۰۰صفحه‌‌ای» این بخش را سه هزار و صد و بیست و دو بار خواندم؛ ولی نفهمیدم یعنی چه!

اما یکی از راه‌کارهای ویژه‌ی آقای دری: «معرفی کتاب و به‌ویژه کتاب‌های مفید به صورت بسیار مختصر در مطبوعات» است. همان‌طور که می‌دانید، آقای دری این پپیشنهادها را هیچ جا بیان نکرده‌اند، ولی معلوم نیست این راه‌کار از کجا به بیرون درز کرده است که توی هر روزنامه و مجله‌ای یک ستون یا صفحه‌ی این‌جوری هست.

راه‌کار بعدی: «چاپ برش یا فصلی از کتاب در جراید مثل آن‌چه در پاورقی‌های مبتذل برخی مطبوعات سال‌های دور وجود داشت. ما می‌توانیم این شیوه را برای کتاب‌های مناسب استفاده کنیم.» توضیح اضافه این‌که منظور از سال‌های دور، قطعاً دوران ستم‌شاهی ست، نه سال‌های نه‌چندان دور دوم خرداد. متأسفانه این پیشنهاد ویژه هم مدت‌ها ست به بیرون درز کرده است.

بعد ادامه داده‌اند: «کوتاه کردن رمان‌ها و موضوعات بلند. الآن دنیا به دنبال این است که رمان‌ها را کوتاه کند.» سؤال این‌جا ست که دنیا یعنی چه؟ اگر مقصود غرب است که غرب معمولاً کار خوب نمی‌کند و ما نباید از غرب تقلید کنیم. خدا می‌داند پشت این کوتاه کردن رمان‌ها چه افکار شومی دارند. اما اگر مقصود از دنیا کره‌ی خاکی یا همان جهان است، خب لابد الآن دنیا به دنبال این است که رمان‌ها را کوتاه کند.

پی‌نوشت خوابگرد:
خدایا، بهمن دری اخویِ فرهنگ و ادبیات ما عالی ست، متعالی بفرما!

پلیس پایتخت در اقدامی ضربتی یک مرکز غیرمجاز نمایش و فروش فیلم‌های غیرمجاز، مبتذل و مستهجن را شناسایی و ضمن دستگیری عوامل دخیل، آن را پلمپ کرد. این افراد ضمن نمایش فیلم‌های غیرمجاز اقدام به فروش بلیت به مبالغ بالا و دعوت از چهره‌های معروف سینما در طول نمایش فیلم‌ها می‌کردند تا در لوای نمایش و نقد فیلم از این وضعیت سوء‌استفاده کنند. [سایت قانون]


گلشیفته فراهانیغیرمجاز واژه‌ای حقوقی با معنا و مصداق مشخص است. فیلم مبتذل را هم با همه‌ی ابهام و نسبیتی که در تعریف آن موج می‌زند، می‌توان تا حدی بازشناخت. اما از غیرقانونی بودن این کار که بگذریم و نیز فارغ از فرهنگ لغت، تعریفِ بیش‌تر مردم از واژه‌ی «مستهجن» آن‌قدر دور است از تعریفِ حکومت از آن که، آدم وقتی این خبر را می‌خواند واقعاً درمی‌ماند که آیا واقعاً برای نمایش مثلاً فیلم‌های پایین‌تنه‌ای و پورنو بلیت می‌فروخته‌اند و چهره‌های معروف سینمایی هم می‌نشسته‌اند و آن‌ها را برای مشتاقان و خریداران هنرمندانه تحلیل می‌کرده‌اند؟ یا قضیه، همان تهی شدن روزافزون واژه‌ها از معانی و دگردیسی مفاهیم تا مرز پوچی کامل‌شان است که خود دست‌پختِ دولت و دستگاه تبلیغاتی و انتظامی و قضایی ست؟

«مستهجن» در لغت به معنای زشت و زننده است، اما از آن واژه‌ها ست که صورت‌بندی و آهنگ آن و نیز سابقه‌ی استفاده‌ی ناگهانی و گسترده‌ی آن در فضای تند انقلابی و مذهبی نخستین سال‌های انقلاب،، ذهن بیش‌تر مردم را به مصداقی تند و تیزتر راه نموده تا جایی که بیش‌تر به تصاویر پایین‌تنه‌ای (نه حتا فقط بالاتنه‌ای!) به طور عام می‌گویند مستهجن. و این، بسیار اخص است از مفهوم عام «مستهجن» در ذهن منتظمان و قاضیان و حاکمان که وجود  تصویر زنی با بیکینی در یک فیلم هم بسنده است تا مستحق دریافت عنوان «مستهجن» شود! به هر روی، فاصله‌ی تعریف اغلب مردم با تعریف حکومت از واژه‌ی «مستهجن» بسیار است؛ هم‌چنان که متأسفانه فاصله‌ی تعاریف‌‌شان از  عدالت، دشمن، اخلاق، ظلم، قانون، فتنه و...

پ.ن:
البته که عکس مربوط است به گلشیفته فراهانی و البته‌تر که این عکس تزیینی ست!

در لغت‌نامه‌ی دهخدا، در باره‌ی واژه‌ی «کلنجار» چنین می‌خوانیم:
کلنجار. [ ک ِ ل ِ ] (اِ) به معنی خرچنگ باشد که به زبان عربی سرطان گویند. (از برهان) (از آنندراج). خرچنگ و سرطان. (ناظم الاطباء). در شیراز کِرِنجال به معنی خرچنگ است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین). و رجوع به کلنجک شود.

ـ کلنجار رفتن با کسی یا چیزی؛ با حرکاتی بسیار کاری کم کردن چون خرچنگ در شنا یا رفتن بر زمین. مروسیدن با وی. ور رفتن با وی. مزاوله . مناوصه: دیشب گربه تا صبح با در مطبخ کلنجار رفت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سر و کله زدن. ور رفتن با چیزی یا کسی. دست به یقه شدن. گلاویز شدن. درگیر شدن با کسی (به صورت بحث یا زد و خورد و غیره): این آدم خیلی ارقه است، تو نمی‌توانی با او کلنجار بروی. کلنجار رفتن با یک مشت بنا و عمله کار حضرت فیل است. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال‌زاده).

و دکتر علی‌اشرف صادقی در کتاب «مسائل تاریخی زبان فارسی» چنین نوشته است: می‌دانیم که کنیه‌ی چند تن از پادشاهان دیلمی «ابوکالنجار» بوده است که یکی از آن‌ها مرزبان پسر عضدالدوله است. کالنجار را بعضی مورخان مانند ابن‌اثیر به شکل کالیجار ضبط کرده‌اند. کالیجار صورت دیگری از کارزار فارسی و کاریزار پهلوی است و بنابراین ابوکالیجار معادل ابوحرب عربی است. صورت دیگر کالنجار، کالنجر است که ابوریحان بیرونی در آثار‌الباقیه ضبط کرده است. این ضبط‌ها نشان می‌دهد که این نام در قدیم به هر سه صورت مذکور متداول بوده است. همان گونه که دهخدا نوشته است، کلمه‌ی کلنجار در اصطلاح ِ «با چیزی کلنجار رفتن» در فارسی گفتاری تهران صورت دیگری از کالنجار است.




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.