خوابگرد قدیم

این روزها یک چشم‌مان به اخبار استیضاح وزیر علوم است و چشم دیگرمان پیِ سرانجام ماجرای روغن پالم دو دو می‌زند. رسیدگی به فریبکاری برخی نمایندگان مجلس در ماجرای استیضاح، به نظرم کار ما نیست. کار خود وزیر علوم و دولت روحانی ست که چه قدر اهل مماشات باشند و جا پای خاتمی نازنین بگذارند در فرصت‌سوزی و بی‌توجهی به حمایتی که می‌توان در جامعه ایجاد کرد، یا همه چیز را به موفقیت در مذاکرات «نرمش قهرمانانه» منوط نکنند و کمی هم به وعده‌های روحانی برای باز شدن فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داخل کشور بپردازند. ما هم بی‌خواب مانده‌ایم به تماشا و حرص خوردن، که چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی...


روغن بهار

اما تا دولت تکلیفش را با خودش روشن کند و برآید آفتابی، ما به همان روغن پالم‌مان می‌رسیم که یکی از خواصش دیرسوز بودن آن است و یکی از فریبکاری‌هایش، در برچسب این روغن مخصوص سرخ‌کردنی هویدا ست: استفاده‌ی استادانه و فریبکارانه از «یا»ی فارسی. به این می‌ماند که مثلاً روی جعبه‌ی بیسکوییت بنویسند «ترکیبات: آرد گندم درجه یک یا پودر نان خشک کپک‌زده‌ی مخصوص گاوداری» و همان دومی را بریزند. دروغ نیست. خیلی هم صادقانه و خصوصاً ادیبانه است. فقط وقتی می‌خورید، بوی تپاله‌ی خشکیده‌ی گاو می‌دهد. عین همین روغن‌های مخصوص پالم‌دار که وقتی کتلت و کوکوسیب‌زمینی درست می‌کنید، خانه یا بوی موتور پیکان می‌گیرد یا بوی سگ‌مرده!

مهرشید متولی: کتاب «زیر پوست من»، اتوبیوگرافی برنده‌ی نوبل، دوریس لسینگ را  به فارسی برگردانده‌ام و برای انتشار به نوگام داده‌ام. نوگام ناشری دیجیتالی ست که کتاب‌های تازه‌تألیف را بدون ممیزی چاپ می‌کند، هزینه‌ی کتاب‌‏هایش را با حمایت و مشارکت عمومی تأمین می‌‏کند و مجانی روی سایت می‌گذارد.

این صفحه‌ی من در سایت نوگام است: http://www.nogaam.com/node/813

همان‌طور که در این صفحه توضیح داده‌ام، این ترجمه را اصلاً به ناشرهای متعارف پیشنهاد نکرده‌ام و بنابراین زیر دست ممیزان نرفته تا بعد به چاپ دیجیتال مجانی رضایت بدهم. از ابتدا منتظر موقعیتی برای چاپ کامل کتاب بودم که همان‌طور که می‌دانید عجالتاً هنوز کاغذی‌اش میسر نشده. به خصوص اینکه دوریس لسینگ در زمان حیاتش به کپی کردن‌ها و مجانی روی سایت‌ها قراردادن‌ها اهمیت نمی‌داد. 


خب، حالا من «زیر پوست من» ترجمه کرده‌ام و قرار است پس از تأمین مالی لازم، رایگان روی سایت نوگام قرار بگیرد. در واقع، کتاب‌ها، یا بهتر است بگویم این کتاب، یک کوچولو هفت‌خوان را افتان و خیزان طی کرد تا رسید به این مرحله که منتظر دوستداران فرهنگ است ـ چه در داخل ایران چه خارج ـ تا روزنه‌ای سر کیسه‌شان ایجاد و آن را کمی شل کنند و از طریق قسمت «حمایت» صفحه‌ی بالا، در هزینه‌ی چاپ این کتاب مشارکت کنند.


لسینگ به روایت لسینگ
مسلما لایک زدن در فیس‌بوک و پلاس و همخوان کردن مزید امتنان است، ولی نوگام برای این که کتاب چاپ شود و روی سایت قرار بگیرد، کل کار اطلاع‌رسانی برای تهیه‌ی وجه لازم را روی دوش من گذاشته و برای شما خوانندگان پرشمار سایت ـ سخاوتمند ـ خوابگرد، زحمتش چند کلیک کوچولو ست و خلاص.

به قول بیژن مفید:
حالا من، یه دونه جوونمرد می‏خوام ، که از اون گوشه‌ی این معرکه دست بالا کنه، بنده رو صدا کنه، دست سخاوت توی جیب پهلو دستیش بکنه، هرچی به چنگش می‏رسه، از یه تومن تا صد تومن، بیشتر شد نمی‏خوام مال خودت، به نذر این فقیر اولاد شتر، بندازه این‏جا و چراغ اول رو روشن بکنه .


نظر نوگام:
کتاب برای این که نشان بدهد چه‌طور دوریس لسینگ به چنین نویسنده‌ی قابلی تبدیل شده که توانسته جایزه‌ی نوبل را ببرد، بسیار گویا ست. لسینگ از دورانی شروع می‌کند به حرف زدن از زندگی‌اش که خیلی کوچک بوده و از تأثیر تمام اتفاقاتی می‌گوید که کودکی‌اش را شکل داده. این که مثلاً زندگی در کردستان ایران٬ در حال و هوای نسبتا بدوی کردستان آن سال‌ها٬ چه تأثیری در شیوه‌ی زندگی خودش و خانواده‌اش داشته٬ تاثیرش روی پدرش که همه‌ی زندگی از تجمل متنفر بوده و مادری که همه‌ی زندگی دوست داشته به چشم دیگران بیاید و در رفاه و تجمل زندگی کند. لسینگ در خاطرات‌اش ریز ریز شخصیت مادر و پدرش را برای خواننده شرح می‌دهد٬ این که رفتار و منش هر کدام از این‌ها چه‌طور نگاه او را به دنیا عوض کرده است.

بر اساس فهرست پرشمارگان‌ترین کتاب‌های تیرماه امسال (۱۳۹۳) که مؤسسه‌ی خانه‌ی کتاب اعلام کرده، کتابی در باره‌ی قوانین رانندگی با تیراژ ۲۵۰هزار نسخه، در صدر این جدول قرار گرفته است. ناشر کتاب «بی‌خطر برانیم» مرکز علمی کاربردی هلال احمر ایران است. این کتاب مصور ۴۸ صفحه‌ دارد و ۵۰۰ تومان قیمت خورده است.


هم‌چنین کتاب‌های «مداد رنگی‌های هفته» و «تانک پرنده» هر یک با ۲۰۰ هزار عنوان، جایگاه دوم و سوم پرتیراژترین کتاب‌های تیرماه را دارند و بعد از آن‌ها
این کتاب‌ها (هر یک با شمارگان ۱۰۰ هزار نسخه) قرار گرفته‌اند:
ـ آموزش رانندگی
ـ قرآن و جوانان
ـ جوانان و راز نماز
ـ چگونه خطرات بلايای طبيعی را كاهش دهيم


پرتکرارترین چاپ‌های تیر ماه
بر اساس این گزارش، فهرست پرتکرارترین (تجدیدچاپی) کتاب‌های تیر ماه سال جاری هم اعلام شده و کتاب «مفاتیح الحیاة» فقط در این ماه ۲۶ بار تجدید چاپ شده است. این کتاب نوشته‌ی آیت‌الله جوادی آملی ست.


جایگاه‌های بعدی پرتکرارترین کتاب‌های تیرماه به این قرار است:
ـ «من زنده‌ام: خاطرات دوران اسارت» ۱۵ بار
ـ «قطره‌هایی كه دريا شدند: سرگذشت داستانی مشاهير يتيم» نشر مهر امیرالمؤمنین، ۱۰ بار
ـ «بشقاب‌های سفره‌ی پشت‌بام‌مان: خانواده و ماهواره» نشر جامعة الزهرا، ۵ بار
ـ «قانون‌يار آيين دادرسی کيفری»، «ايران! جوان بمان!» نشر جامعة‌الزهرا، «اقلیت» و «آن‌ها» نشر
سوره‌ی مهر، هر یک ۴ بار
ـ «تو، تويی؟!: داستانهای كوتاه و شگفت‌انگيز» و «پایی که جا ماند» نشر سوره‌ی مهر، هر یک ۳ بار

منبع: مهر 

نقدی بر شیوه‌ی نگارش برخی منتقدان
نویسنده‌ی مهمان: محمد تاج‌احمدی

 

زبان و زیپکسانی که مطبوعات دوره‌ی قاجار و سال‌های پس از انقلاب مشروطه را مرور کرده باشند، متوجه می‌شوند که زبان رایج در آن دوران تفاوت‌های فاحشی با زبان رایج در سال‌های سلطنت رضاخان دارد. زبانی که با سلطنت رضاخان (یا بهتر است بگوییم با تأسیس فرهنگستان زبان و ادب) در ایران رایج شده، پایه و مایه‌ی زبان امروزی ما ست. درآن مقطع، غول‌های ادبیات فارسی (چهره‌هایی نظیر بدیع‌الزمان فروزانفر، رشید یاسمی، سعید نفیسی، ملک‌الشعرای بهار و سایر اعضای حلقه‌ی سبعه) به همت فروغی در فرهنگستانِ آن دوره نسبت به روزآمد کردن زبان فارسی اقدامات مهمی انجام دادند. بسیاری از واژگانی را که ارجاع به ابژه‌ها و مفاهیمی فرنگی دارند اما امروز ما از بدیل فارسی ‌آن‌ها استفاده می‌کنیم، همین حلقه‌ی طلایی در فرهنگستان ایجاد کردند.

تا پیش از تأسیس فرهنگستان، روشنفکران و روزنامه‌نگاران به جز در موارد انگشت‌شمار (نظیر به کار بردن مشروطه به‌ جای کنستیتوسیون) واژه‌های رایج فرنگی را عیناً و با املای فارسی به کار می‌بردند. اما در فرهنگستان، واژه‌هایی انتخاب شد که به سرعت با اقبال مردم و روشنفکران مواجه شد و ظرف مدت کوتاهی در جامعه رواج یافت. برای نمونه، به ‌کار بردن واژه‌هایی نظیر پرونده به‌جای دوسیه؛ گزارش به‌جای راپورت؛ سپاه به‌جای قشون؛ و واژه‌ی بی‌بدیل هواپیما به جای طیاره و ده‌ها واژه‌ی دیگر در آن دوران به زبان فارسی خورانده شد.  این مسئله (یعنی لزوم روزآمد کردن زبان) مورد توجه برخی از روشنفکران آن دوران نیز قرار گرفته‌ بود. برای مثال، در همان مقطع، دکتر تقی ارانی در مقاله‌ای نسبت به حساسیت افراطی برخی از پان‌ایرانیست‌ها (یا به قول خودشان، شووینیست‌ها)ی آن زمان در خودداری از به کاربردن واژگان عربی و اروپایی نوشته بود: [ادامـــه]

مدرس: محمدحسن شهسواری و علی‌‌رضا محمودی
خوشبختانه در در دهه‌ی گذشته نسل جدید رمان‌نویسان توانسته‌اند با انتشار اولین رمان‌هایشان که عموماً مبتنی بر تجربیات شخصی خودشان بوده، کمابیش اعتماد بخشی از مخاطبان را به خود جلب کنند. اما بحران نشر در یکی دو سال گذشته (گرچه عوامل زیادی در آن دخیل است) نشان داد صرفاً به روی کاغذ آوردن تجربیات شخصی (با وجود همه‌گیر شدن شبکه‌های مجازی اجتماعی که معمولاً همین کارکرد را دارند) بخش زیادی از جذابیت خود را از دست داده است.

گویا ادبیات معاصر ایران، پس از جریان بسیار مهم و تاثیرگذار شخصی‌نویسی، نیاز دارد به آبشخورهای خود، چه در فرم و چه در محتوا، باز گردد. ادبیات نیازمند آن است به کندوکاو در لایه‌های اجتماع، کاویدن جریان‌های فکری موجود در جامعه، سر زدن به طبقه‌ای به جز متوسط فرهیخته‌ی ساکن در پایتخت، و نیز توجه بیشتر به ژانرهای ادبی، داستان‌های پرکشش، پلات‌های فربه و مفصل، و همچنین شخصیت‌های چند لایه، پیچیده، با خواسته‌های توامان فردی و اجتماعی که طبقه و نوع خودشان را نمایندگی کنند. یعنی هر آن چه مخاطب فرهیخته در تمام نقاط دنیا از ادبیات انتظار دارد. با نظرداشت این موضوع، دوره‌ی «مقدمات حرفه‌ای شدن در رمان‌نویسی» در محل شهرکتاب برگزار می‌شود.


این دوره شامل سه ترم است:

ترم اول:

ژانر: ابزار داستان نویس
مدرس: علیرضا محمودی
تعداد جلسات: ده جلسه

در این دوره مفاهیم اصلی و فرعی رویکرد ژانری برای معرفی ابزاری برای خلق پیرنگ در دست داستان‌نویس، بررسی می‌شود. با عناوین: مفاهیم اولیه ژانر برای داستان نویس و تاریخ ژانر/ ژانر، سبک، پیرنگ ( زیرژانر، چرخه، تلفیق و ...)/ رومانس عاشقانه، خانوادگی، مدرن، کمدی، جنایی، هیجان‌انگیز، تاریخی، علمی ـ تخیلی و ادبیات ژانری در ایران.

 نکته: این ترم پیش نیاز ترم سوم است.


این دوره روزهای پنج‌شنبه ساعت ۱۰ تا ۱۲ برگزار می‌شود. آغاز آن ۱۰ مهر ۱۳۹۳ است و علاقه‌مندان به حضور در آن تا ۱۸ شهریور فرصت دارند در ساعات اداری به مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های ۸۸۷۲۳۳۱۶ و ۸۸۷۱۷۴۵۸ تماس بگیرند.


ترم دوم:

تئوری‌های شخصیت و پی‌رنگ
مدرس: محمدحسن شهسواری
تعداد جلسات: ده جلسه

در این دوره، در بخش تئوری‌های شخصیت‌پردازی، ضمن مرور گذرا بر مفاهیم ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه از دیدگاه فروید و تیپ‌های شخصیتی از دیدگاه یونگ، هشت تیپ شخصیتی مردان و شش تیپ شخصیتی زنان از دیدگاه «شینودا بولن» بررسی می‌شود.

علاوه بر این، چون روابط عاطفی اگر بستر هر رمانی نباشد، بدون شک یکی از محورهای آن هستند، تئوری سه وجهی عشق از دیدگاه «رابرت. جی استرن‌برگ» و نیز ساختار پنج‌گانه‌ی روابط عاطفی از دیدگاه وی تدریس می‌شود.
در بخش تئوری‌های پی‌رنگ نیز، ضمن مرور گذرا بر نظریات «ارسطو»، «سیدفیلد» و «رابرت مک‌کی»، تمرکز اصلی بر ساختار اسطوره‌ای داستان‌گویی مبتنی بر نظرات «جوزف کمپل» و «کریستوفر وگلر» است.
 

ترم سوم:

کارگاه قوام دادن شخصیت و پی‌رنگ رمان
مدرس: محمدحسن شهسواری
تعداد جلسات: ده جلسه

در این ده جلسه که به صورت کارگاهی برگزار می‌شود نویسندگان پیش از ترم، پی‌رنگ یک صفحه‌ای خود را ارائه می‌دهند تا در طول ترم قوام یابد. در این ترم همچنان مبنا، ساختار اسطوره‌ای داستان‌گویی است. علاوه بر آن، ابتدا پی‌رنگ رمان هر نویسنده بر اساس نظریات کهن‌الگوی پی‌رنگِ «رونالد. بی توبیاس» مشخص می‌شود و بر اساس آن پیش خواهد رفت. ضمن این که در این ترم از نظرات «جان تروبی» در باب شخصیت و پی‌رنگ بسیار استفاده خواهد شد.

هدف این است که پس از پایان یافتن این دوره‌ی سه ترمی، رمان‌نویس، پیش از آغاز نگارش رمان خود، علاوه بر آن که پی‌رنگی قوام یافته و حرفه‌ای در دست داشته باشد، شکل حرفه‌ایِ فکر کردن به رمان و رمان‌نویسی را بیاموزد.

 چند نکته:

۱: از آن جایی که ترم سوم به صورت کارگاهی برگزار می‌شود، تعداد شرکت‌کنندگان محدود است. بنابراین هم میزان هزینه و هم ساعت کلاس با دو ترم گذشته متفاوت خواهد بود.

۲: دوباره تکرار می‌شود تنها کسانی می‌توانند این ترم را بگذارنند که ترم اول را گذرانده باشند.
 
۳: همان طور که اشاره شد در پایان این دوره رمان‌نویس، پلاتی قوام یافته و مفصل در اختیار دارد که مقدمه‌ی نگارش رمان است. بنابراین تاکید می‌شود این دوره یا این ترم، کارگاه رمان‌نویسی نیست.


۴: با توجه به نکات فوق، این دوره بیشتر به کار کسانی می‌آید که پیش از این رمان یا مجموعه داستانی را چاپ یا به اتمام رسانده‌اند و یا به طور جدی دوره‌های داستان کوتاه و یا رمان‌نویسی را گذرانده‌اند.

فرزانه طاهریجایزه‌ی گلشیری تعطیل شد، بعد از چهارده سال سرسختی. هیچ کس جز خودِ فرزانه طاهری و همکارانش در جایزه‌ی گلشیری نمی‌تواند عمق درد و زجری را که برای برپاداری این جایزه، به‌خصوص در سال‌های اخیر کشیده‌اند، درک کند. اما منحصر کردن عواملِ تعطیلیِ این جایزه به فشار دولت و حکومت، آن‌طور که برخی دوستاران ادبیات تصور می‌کنند و شماری از اهل ادبیات آدرس می‌دهند، غلط است.

جوایز غیردولتی همواره تحت فشار بوده‌اند. از تأثیر غیرمستقیم سانسور تا مانع‌تراشی‌ها و مجوزندادن‌ها و تهدیدها و تخم نفرت پاشیدن‌ها. دیگر فرقی هم نمی‌کند کدام دولت باشد. مشکل دولتی نیست، حکومتی ست. وگرنه همین جایزه‌ی گلشیری در دولت اعتدال‌گرای روحانی باز هم برای مراسم جایزه از «خانه‌ی هنرمندان» جواب «نه» صریح گرفت و عاقبت کار به برگزاری مراسم در خانه‌ی شخصی کشید. این‌ فشارها همه روشن است. آن چه این وسط نادیده گرفته می‌شود، همان حاشیه‌هایی ست که داستان‌نویسانِ کتاب‌دار و اهل ادبیاتِ رسانه‌دار در این سال‌ها، پابه‌پای فشار حکومت، برای جوایز غیردولتی و به طور خاص همین جایزه ساختند و هی بار روی بار گذاشتند و ناخن پشت ناخن کشیدند.

مقصودم معدود نقدهای دلسوزانه نیست. هم‌چنانکه منظورم بی‌ایراد بودن جوایز و بی‌نیازی‌شان از نقد نیست. چه، خود نیز در مواردی منتقدِ این جایزه بوده‌ام و با فرزانه طاهریِ بزرگوار گفت‌وگوی انتقادی در رسانه‌ها هم داشته‌ام. اما چه بسیار تیغ‌ها که از نیام ادبیات اما از روی سهم‌خواهی مطلق کشیده شد و چه دست‌های حمایتگری که از روی عافیت‌طلبی و محافظه‌کاری در جیب‌ها ماند. اگر سیاستِ به قول حجاریان «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» بهترین سیاست برای ایجاد تغییرات در زمان خاتمی بود که پی‌ گرفته نشد، شماری از داستان‌نویسان و اهل ادبیات در توافقی نانوشته و اغلب ناخواسته با حکومت، این سیاست را، البته شکل معکوسِ، در برابر جوایز غیردولتی اجرا کردند: فشار از بالا، چانه‌زنی از پایین. نتیجه: تعطیلی جایزه‌ی روزی روزگاری، تعطیلی جایزه‌ی منتقدان مطبوعات، تعطیلی جایزه‌ی گلشیری. و حالا، اشک تمساح ریختن که ای داد از آن و هی داد از این.

جایزه‌ی گلشیری تعطیل شد. نه فقط به خاطر خصلت حکومت در برنتابیدنِ هرگونه نهاد مدنی مستقل که هم به خاطر آزار داستان‌نویس‌هایی که جوایز ادبی برای‌شان دیگ آشی ست که نه برای ادبیات که حتماً باید برای کتابِ خودِ آن‌ها بجوشد! زیر این دیگ حالا دیگر هیچ آتشی نیست. خاموش است. از حکومت و این قبیل داستان‌نویس‌ها، یکی جایزه را خسته کرد و دیگری آن را کشت. این را گفتم و نوشتم برای اینکه دوستاران ادبیاتِ مستقل خیلی هم گرفتار آدرس‌های غلطی نشوند که این روزها نشان‌شان داده می‌شود.

جایزه‌ی گلشیری حالا دیگر روی طاقچه است. بنیاد گلشیری اما اعلام کرده: «بر آن شده‌ایم تا تلاش‌هایمان را معطوف به غنی‌تر کردن وب‌سایت بنیاد کنیم تا منابع مربوط به هوشنگ گلشیری را هرچه کامل‌تر در اختیار علاقه‌مندان این نسل و نسل‌های آینده قرار بدهیم... قصد داریم بخشی از وب‌سایت را نیز به نقد و نظر اختصاص دهیم و تلاش خواهیم کرد که این بخش چیزی به فضای مجازی در حوزه‌ی داستان‌نویسی اضافه کند. امیدواریم این بخش به کمک اهل فن آن قدر گسترش و عمق بیابد تا بتوان بر آن نام نشریـه‌ی ادبی گذاشت.» [متن کامل بیانیه‌ی بنیاد گلشیری]

عکس فرزانه طاهری را از این‌جا برداشته‌ام.




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.