خوابگرد قدیم

محمدعلی سپانلو ظاهراً به دلیل بالارفتن قند خونش بستری شد و با روحیه‌ای عالی هم از بیمارستان مرخص شد. اما سرانجام، دیروز پذیرفت که باید بی هیچ درنگی، بستری شود برای جراحی لوزالمعده که معلوم هم نیست چه نتیجه‌ای داشته باشد. دیشب بستری شده و امروز صبح قرار بوده جراحی شود. به یادش باشیم.

خبر تکمیلی:
۱) حسن محمودی در وبلاگش خبر داده که جراحی موفقیت‌آمیز بوده و حال «عمومی» سپانلو «فعلاً» خوب است.
۲) مدیا کاشیگر تماس گرفت (بعدازظهر امروز) و خبر داد که خوشبختانه لوزالمعده‌ی سپانلو مشکل از نوع سرطان نداشته و فقط یک کیست بوده که با موفقیت خارج شده است. شاعر به میان بازگشت.

مقدمه: با این شوخی «کهنه‌ی قدیمی» که در «عنوانِ تیتر» آورده‌ام، آشنایید. از این «قبیل گونه» «خطاهای غلط» که برخی هم «شاید احتمالاً» خیلی ناجور نباشند، چندتایی را از میان «انواع متن‌های گوناگونِ» همین دور و بر جمع و جور کرده‌ام که خیلی هم هم‌جنس نیستند. «خیال» نکنید که به «گمان‌تان» از همه‌ی آن‌ها دورید. اگر با «دقتِ دقیق» مرور کنید، «به‌وضوح آشکار» خواهد شد برای‌تان که «دستِ‌کم» در استفاده از یکی از آن‌ها «حداقل» سابقه‌ای درخشان دارید! برخی از این‌ها خیلی مشهور است و برخی عوامانه و برخی هم غلط‌انداز.

برعلیه > برضدِ، علیه
سؤال پرسیدن > پرسیدن. سؤال، کردنی ست، نه پرسیدنی.
مصلای نماز > این از وقتی باب شد که در مصلا به جای نماز، نمایشگاه کتاب و پوشاک برگزار کردند.
نیم‌رخ صورت > اگر صورت را اضافه نکنیم، کسی گمان نمی‌برد که منظورمان نیم‌رخ شکم است مثلاً!
درخت نخل خرما > مگر این که نخل‌ خرما در برخی مناطق، درخت نباشد.

مفیدِ فایده و مثمر ثمر > مگر این که چیزی مثمر یا مفیدِ «ضرر» باشد!
فینال آخر > فینال، نهایی
استارتِ شروع > مگر این که هر پایان، شروعی تازه‌ باشد!
کمدی خنده‌دار > البته قبول دارم که کمدی گریه‌دار توی کشورمان زیاد روی صحنه می‌رود!
صفحه‌ی مانیتور> مانیتور، صفحه‌ی نمایش، نمایشگر
صفحه‌ی کیبورد > کیبورد، صفحه‌ی کلید
تخته وایت‌برد > من هم می‌دانم «تخته‌سفید» زورچپان است، همان وایت‌برد را بگوییم و خلاص!

پرده‌ی اکران > پرده‌ی سینما، اکران
نوآوری‌های تا‌زه > فقط مراقب باشید، نوآوری‌های کهنه قربانی انقلاب شما نشوند!
شهید رجایی وقتی به شهادت رسید > بی‌شرح
مرحوم کردان بر اثر یک چیزی مرد یا درگذشت > توقع دارید چه بگویم؟
به‌وضوح آشکار است >  شاید بعضی چیزها به‌وضوح پنهان‌‌اند!
انواع روش‌های گوناگون > مگر این که انواع روش‌های یکسان هم داشته باشیم. داریم؟

دستاوردهای بزرگی به دست آورده‌ایم > مگر این که با پا به برخی دستاوردها برسیم، مثل کله‌پاکردنِ فتنه‌ی سبز!


به دسته‌های فلان دسته‌بندی کردن > یکی از دستههاش بدجور توی چشم فرو می‌رود. نه؟
مانند گل خرزهره می‌ماند > به گل خرزهره می‌ماند ـ مانند گل خرزهره است.
امکان وقوع چنین حادثه‌ای امکان‌پذیر است > البته شاید هم امکان‌پذیر نباشد؛ نگران نباشید!

:: چهل‌وهشتم اسفندماه به نام روز ملی ساندیس نام‌گذاری شد > چهل‌وهشتم اسفندماه،  روز ملی ساندیس نامیده شد. یعنی مشکل فقط تکرار نام نیست، «نام‌گذاری کردن» همان «نامیدن» است و «نام‌گذاری شدن»، همان «نامیده شدن». (به اسم این روز هم زیاد گیر ندهید؛ فقط مثال است!)


خب، مثال‌های دیگر را خودتان پیدا کنید و اگر خواستید، اضافه کنید. ولی قبل از آن، حوصله کنید و یک‌بار دیگر مقدمه‌‌ام را، این‌بار تهِ یادداشت بخوانید، ببینید چه فرقی کرده؛ باشد تا جملگی رستگار شویم!

بازمقدمه: با این شوخی کهنه که در تیتر آورده‌ام، آشنایید. از این دست خطاها که برخی هم شاید خیلی ناجور نباشند، چندتایی را از میان متن‌های گوناگون همین دور و بر جمع و جور کرده‌ام که خیلی هم هم‌جنس نیستند. خیال نکنید که از همه‌ی آن‌ها دورید. اگر با دقت مرور کنید، خواهید دید که دستِ‌کم در استفاده از یکی از آن‌ها سابقه‌ای درخشان دارید! برخی از این‌ها خیلی مشهور است و برخی عوامانه و برخی هم غلط‌انداز.

پیوند:
 نوشته‌هایی دیگر از این دست



آدرس فید مطالب خوابگرد
http://www.khabgard.com/rss.asp
آدرس فید لینکده‌ی خوابگرد
http://www.khabgard.com/linksrss.asp

این که انسان قرن ۱۴ هجری بتواند متن متعلق به قرن ۸ هجری را کاملاً درک کند و با آن همدلی کند، نمی‌تواند تماماً حسن باشد. بعضی افراد از منظر نقد فرهنگی، اقبال نسبت به حافظ را شاخص توسعه‌نیافتگی می‌دانند. عصر حافظ از لحاظ فرهنگی زمانه‌ی مناسبی نبوده است و حافظ ناچار بوده با زبان ابهام سخن بگوید. اگر امروز ما به آن زبان نیازمندیم، نباید جشن بگیریم!
اردشیر منصوری، محقق و استاد دانشگاه، در نشست «حافظ و زمانه‌ی ما» [+]

بازتاب‌ها:
:: ماجرای بنده و حافظ و «لا اله»یِ «لا اله الا‌الله»
(توضیح آقای منصوری در باره‌ی این نقل‌قول و نظرهای پای آن)

:: حافظ و توسعه؟ استغرالله!
(پاسخ داریوش محمدپور به توضیح اردشیر منصوری)

برادرها و یحتمل خواهرهای محترم ارشاد
با خیلی از مردم که هماهنگ نیستید، با هنرمندان و اهل فرهنگ هم که هماهنگ نیستید، دستِ‌کم با خودتان هماهنگ باشید برادرها و خواهرها.

من به درک، به فکر کارمند بیچاره‌ی خودتان باشید حداقل که آن‌جور پشت تلفن خجالت‌زده نشود وقتی زنگ می‌زند و خیلی مؤدبانه و با احترام بسیار مرا دکتر شکراللهی خطاب می‌کند و می‌گوید از ارشاد مزاحم می‌شود و قرار است در جشنواره‌ی رسانه‌های دیجیتیال، هم‌اندیشی «رسانه‌ی پاک» برگزار کنند و زبده‌ترین مهمانان خارجی هم دعوت‌اند و از من خواهش می‌کند که آدرس بدهم برای ارسال دعوت‌نامه برای شرکت در هم‌اندیشی و، بعد من خیلی آرام، جوری که زیاد هم اذیت نشود می‌‌گویم ابتدا به آن کسانی که لیست را تهیه کرده‌اند بفرمایید که با سایر قسمت‌های وزرات‌خانه هماهنگ شوند و هویت بنده را احراز بفرمایند و یادشان بیاید که اکنون بنده عنصر فرهنگی فتنه معرفی شده‌ام و بعد از تخته شدنِ «هفتان»، یکی از «ناپاک‌ترین» رسانه‌های فرهنگی وب، اکنون هم گویا یکی از «ناپاک‌ترین» وبلاگ‌ها را دارم که رسماً مسدود است؛ بعداً با من تماس بگیرید؛ که البته نمی‌گیرید!

والله گناه داشت آن کارمند که از خجالت به تته پته افتاد و بریده بریده عذر خواست و گفت حق با من است و خداحافظی کرد! محض خاطر کارمندتان، دستِ‌کم با خودتان هماهنگ باشید. و اگر هماهنگ شدید، این را هم ذکر کنید که بنده «پاک» که نیستم هیچ، «دکتر» هم نیستم!




آدرس فید مطالب خوابگرد
http://www.khabgard.com/rss.asp
آدرس فید لینکده‌ی خوابگرد
http://www.khabgard.com/linksrss.asp

اردیبهشت‌ماه امسال، در کنار فراخوان نظرسنجی از وبلاگ‌نویسان برای انتخاب «محبوب‌ترین» کتاب داستانی سال ۸۷، یک فهرست کمکی هم از آثار همان‌سال منتشر کردم. از میان بحث‌هایی که در باره‌ و در حاشیه‌ی نظرسنجی درگرفت، یکی از مهم‌ترین‌هاش این بود که برخی وبلاگ‌نویسان از انتشار همان تعداد آثار هم بی‌خبر بودند و  سوای برخی دوستان که غریبه بودن این فهرست را دلیل بر دوری‌شان از فضای ادبیات تلقی می‌کردند، شماری هم می‌گفتند که کاش این فهرست بسیار زودتر منتشر شده بود تا برای بررسی و انتخاب و مطالعه، بیش‌تر فرصت می‌داشتند.

حالا، فهرست آثار داستانی منتشرشده در سال ۱۳۸۸ را تقدیم همگان می‌کنم، بسیار زودتر! به زمان نظرسنجی برای آثار سال ۸۸ هنوز خیلی مانده، و حتا اگر امکان برگزاری دومین دوره‌ را هم پیدا نکنم، این فهرست به درد خیلی‌ها خواهد خورد. دست‌به‌نقد با همین فهرست و قبل از آن که جوایز غیردولتی برگزار شوند، به پیشباز دومین دوره می‌رویم، تا ببینیم فردا چه خواهد شد!

در مجموع، ۱۳۸ کتاب داستانی (چاپ یکم) در سال ۱۳۸۸ منتشر شد شامل ۴۹ رمان و ۸۹مجموعه‌داستان. این آمار نسبت به سال ۸۷ آشکارا رشد داشت، که به نظر من بیش‌تر به کمی شل گرفتن ممیزی در وزارت ارشاد مربوط می‌شد؛ به‌خصوص در نخستین ماه‌هایِ بعد از خردادِ پرحادثه‌ی پارسال و استقرار دولتِ بعد از نهم که عرصه‌ی نشر با اندکی سهل‌گیری در ممیزی روبه‌رو شد؛ روندی که تا اوائل تابستان امسال هم ادامه داشت و ناگهان دوباره دچار انقباض شدید شد!

این فهرست به تفکیک رمان و مجموعه‌داستان با ذکر ناشر هر اثر، بر اساس آمار خانه‌ی کتاب ایران و نیز اطلاعات گرفته‌شده از خود ناشران تهیه شده است. سپاسگزارم از سعید طباطبایی عزیز، دبیر جایزه‌ی «روزی روزگاری» و نیز دوست شفیق دیگری که در تهیه و تنظیم این فهرست مرا یاری دادند. فهرست را در این‌جا ببینید و به دیگران هم برسانید.




آدرس فید مطالب خوابگرد
http://www.khabgard.com/rss.asp
آدرس فید لینکده‌ی خوابگرد
http://www.khabgard.com/linksrss.asp




صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.