خوابگرد قدیم

"ویرایش یک کتاب هم از نظر مالی هم جانی و هم اعصاب اصلاً کار به‌صرفه و لذت‌بخشی نیست. نهایتش یه اسم توی شناسنامه‌ی کتابه که اونم اگر متن بد بود، فحشش به ویراستار می‌رسه و اگر خوب بود، ستایشش به مترجم یا نویسنده." [از کامنت سمیه نوروزی]

ناگزیرم اعلام کنم که از حدود یک ماه پیش، به دلایلی که گفتن‌شان را اکنون به صلاح نمی‌دانم، از ادامه‌ی همکاری با نشر چشمه انصراف داده‌ام. خوشحال ام که از این پس می‌توانم آسوده‌تر در خدمتِ برخی دوستان داستان‌نویس خودم باشم.
پ.ن:
تا کنون هیچ کتابی، تأکید می‌کنم هیچ کتابی، با حمایت یا واسطه‌ی من در نشر محترم چشمه منتشر نشده است.

شماره‌ی دی‌ماه مجله‌ی «تجربه» پرونده‌ای هم دارد با عنوان «آیا رمان مُحتضر است؟» در باره‌ی رمان فارسی در دهه‌ی هشتاد و گزارشی دارد از بحثی صریح که میان بلقیس سلیمانی، مدیا کاشیگر، احمد غلامی و محمدحسن شهسواری در همین باره در گرفته و بسیار خواندنی ست. فهرست مطالب این شماره از «تجربه» را می‌توانید در این‌جا ببینید.

بند پایانی همین میزگرد، کلامی ست نغز از مدیا کاشیگر به این قرار: ... ما داور نیستیم. داور تاریخ خواهد بود. نسل من در جوانی می‌خواست دنیا را عوض کند و به کم‌تر هم راضی نبود. ده سال بعد دیدیدم بچه‌هایی که ده سالی از ما کوچک‌تر هستند، اکثراً می‌خواهند پول درآورند. دنیا در این ده سال عوض شده بود!

ز باران،
یکی ابر خیس جامانده
‫ز دریا،
یکی خورشیدِ سرخ نیم‌خورده‬

‫ز تو،
لب‌های گرم و
بوی یک بوسه.



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.