خوابگرد قدیم

وقتی که حکمرانِ چمن، باد می‌شود
اول‌تبر حواله‌ی شمشاد می‌شود

دیگر چه مکتب و چه مرام و چه مسلکی
در گلشنی که قبله‌نما باد می‌شود

بلبل خموش، غنچه گرفتار، گل ملول
یعنی چمن، مدینه‌ی بیداد می‌شود

جایی که سنگ، زمزمه‌ی عشق سردهد
آن‌جاست که تیشه قاتل فرهاد می‌شود

یک عمر آن که بود مجلد به جلد دوست
درگیر و دار حادثه جلاد می‌‌شود
                                                           ـ محمد سلمانی

ز باران،
یکی ابر خیس جامانده
‫ز دریا،
یکی خورشیدِ سرخ نیم‌خورده‬

‫ز تو،
لب‌های گرم و
بوی یک بوسه.



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.