خوابگرد قدیم

نويسنده‌ی مهمان: حميد ستار
«کيهان کلهر» هميشه خسته به‌نظر می‌آيد. حتا قبل از کنسرت که باش سلام و احوال‌پرسی کردم کاملاٌ خسته بود، ولی وقتی ساز می‌زند چنان انرژی‌ای صرف می‌کند و به شنونده منتقل می‌کند که ديگر نه چيزی برای بعد خودش می‌ماند و نه برای شنونده‌ی خوشبخت. خيلی مردم‌گريز است (خصوصاً بعد از کنسرت‌ها) و اصلا اهل ژست‌های هنرمندانه نيست. کم‌تر ديدم با کسی عکس بگيرد يا برای کسی امضا کند. اصلاً جوری خودمانی برخورد می‌کند که فکر نمی‌کنی اين همانی‌ست که داشت آن بالا معجزه می‌کرد. و شايد برای همين باشد که موسيقی‌اش چنين صميمی، محزون و سيال است و پيوند بی‌بديلی از احساس، تفکر و مکاشفه را به شنونده منتقل می‌کند.

و اما گزارش کنسرت:
از بوستون تا نيويورک با ماشين حدود چهارساعت راه است و برای من که با يکی از دوستان در يکی از شهرهای بين راه قرارِ باهم‌رفتن و شب، در منزل او ماندن داشتم، کل ماجرا يک سفر دوروزه‌ی به يادماندنی بود. کنسرت را انستيتوی موسيقی جهانی در نيويورک برگزار می‌‌کرد که الحق والانصاف برای معرفی موسيقی ايرانی در آمريکا کاری کرده کارستان و همکاری همين موسسه بود که باعث شد دوتا از آلبوم های اخير موسيقی ايرانی در آمريکا نامزد دريافت جايزه‌ی گرمی شوند. [متن کامل]

صدای ايرج بسطامی را دوست داشتم؛ خصوصا وقتی گوشه‌ی «عراق» را می‌خواند. بسطامی خواننده‌ی بی‌سر و صدايی بود. چپ‌کوک بودن صدايش منحصر به فرد بود و صدای آواز «مرحوم ظلی» را در جان زنده می‌کرد؛ اما متواضع بود و آرام. وقتی خبر فوت او را شنيدم، نتوانستم بفهمم او اين موقع سال در بم چه می‌کرده؛ آن هم با همه‌ی اهل خانواده؟

تا جايی که يادم بود، بسطامی در تهران زندگی می‌کرد. سال‌ها قبل شاگرد شجريان بود و هر چند سال يک بار هم خبری می‌شنيدم از آلبوم تازه‌ای که منتشر کرده و سفری که برای اجرای کنسرت گروه عارف رفته. شما باور می‌کنيد که بسطامی از زور فقر زندگی در تهران را وانهاده بوده؟ تهران پايتخت سياست، هنر، فرهنگ، کثافت و مصيبتِ ايران؟ شما باور می‌کنيد که بسطامی در همه‌ی اين سال‌ها در فقر مطلق زندگی کرده باشد و آن‌قدر زندگی در پايتخت ايران اسلامی(!) بر او سخت گذشته باشد که سرانجام به خانه‌ی پدری‌اش در بم پناه بياورد؟ شهری که اکنون نيست و قرار است [...] آن را به شهری بهتر از همه‌ی شهرهای دنيا تبديل کند؟ [متن کامل]



صفحه‌ی قبل | صفحه‌ی بعد

طراحان :پشتیبانی
آرش خاکپور :طراحی
آیدین نصیری :اجرا
بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.