امروزه هر ایرانی پاک‌نهادی یا در حال کشف استعدادهایش است یا در حال پیدا کردن ناشر برای ثبت این استعدادها و یا در حال بالفعل کردن‌شان از طریق انتشار کتاب شعر یا داستان یا ترجمه یا غیره.
کشوری که طبقه‌ی متوسطش آن را رها کند، ستون اصلی خود را از دست‌ داده است. این مسئله نه‌ تنها برای فرانسه که برای همه‌ی کشورها مصداق دارد.
از تحریرالوسیله‌ی آیت‌الله خمینی تا حاجی‌آقای صادق هدایت
حاج‌آقا شهاب مرادی که یکهو رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری شده بود، اولین کارش تعطیل کردن کلاس‌های موسیقی در فرهنگسراها بود.
محمد عبدی: این فیلم که در داخل ایران مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفت، به عنوان اولین فیلم سازنده‌اش، فیلم قرص و محکمی ست که در پرورش دنیای یک زن و جبر حاکم بر روابط در یک شهر کوچک موفق است.
آخرین همکاری شجریان با زنده‌یاد پرویز مشکاتیان که در سال ۷۴ در دو شهر پاریس و گوتنبرگ به اجرا در آمده بود. بخش‌هایی از این اجرا در همه‌ی این سال‌ها با کیفت بد دست به دست شده.
گزارش یکی از نشست‌های کانون نویسندگان در اردیبهشت ۱۳۵۸
بودجه‌ی سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی کشور را مطالعه می‌کردم و از آن‌جا که حضرتعالی عضو کمسیون فرهنگی مجلس هستید، یکی دو پرسش در خصوص این حجم هزینه‌ی فرهنگی برایم پیش آمده که ان‌شاءالله ارشاد می‌فرمایید.
اکبر معصو‌بیگی، مترجم، در این یادداشت کوتاه به این سؤال پاسخ می‌دهد که چگونه تیراژ چند ده‌هزارتایی کتاب در سال‌های پیش از انقلاب به تیرازهای ۳ رقمی کنونی رسیده است.
زمانی شروع به خواندن داستایوفسکی کنید که غمگین هستید و احساس می‌کنید به استیصال رسیده‌اید. زمانی که در اوج اندوه تنهایی و درماندگی به زندگی نگاه می‌کنید.
زمان به او مهلت نداد، ولی ما که امروز فرصت داریم چه دلیلی دارد از کتاب‌های بهرنگ نوعی کتاب مقدس برای کودکان بسازیم؟ چون چپ است؟ چون شریف است؟ چون ما مارکسیست هستیم؟
امروز که ایستاده بودم میان خیابان عباس آباد به عکس گرفتن از دماوند و اشکم بی‌هوا ریخت میان آن همه ماشین کلافه که پشت کرده بودند به کوهِ نگهدارِ شهر، به سرم زد چه‌قدر تهران شبیه ما ست و ما شبیه تهران.
دبیرکل نهاد کتابخانه‌ها: بی‌سلیقگی های بدی در کتابخانه‌ها دیده می‌شود. مثلا در منطقه‌ای که اکثر مردم متقاضی کتاب‌های عمومی هستند، کتاب‌های فقه و اصول و متون سنگین عربی ارسال شده است. یکی از اقدامات ناصحیح این بود که نهاد صاحب انتشارات باشد. طبیعی ست که نهاد با وجود یک انتشارات که طی ۲ سال، ۱۸ میلیارد تومان کتاب را در ۱۴ میلیون نسخه چاپ کند، رقیب ناشران و بازار نشر کشور می‌شود.
سپانلو در این اواخر در گفتگوی مفصلی با جمشید برزگر از زندگی و افکار و آثار خود گفته است اما ممکن است ندانید که او خاطرات خود را هم سال پیش از این برنامه در گفتگویی مفصل ثبت کرده و منتشر شده است. به همت باشگاه ادبیات این کتاب را می‌توانید از این پست دانلود کنید.
این بار زیر نظر فرشته مولوی، اکرم پدرام نی و مهدی نوید
یک دموکرات به تمام معنا و مستقل که هرگز ندیدم نسبت به کسی یا عقیده‌ای شیفتگی بیش از حد نشان دهد. تنها یک‌بار بر سر شیفتگی بیش‌ از حد که به آل‌احمد نشان می‌داد، با او بحث کردم و گفتم آل‌احمد را از نزدیک نمی‌شناختم، اما در آثار و افکارش چیز دندان‌گیری نمی‌یابم، که سپانلو در جواب گفت: اما محضر آل احمد جذاب بود و در وجودش مغناطیسی بود که آدم را به خود جذب می‌کرد.
مقاله‌ی روشنگر محمدکاظم کاظمی، نویسنده‌ی افغانستانی، در باره‌ی چالش‌ها و مشکلاتی که زبان فارسی در افغانستان با آن‌ها روبه‌رو ست.
از میان کتاب‌های ادبیات ایران، کتاب شعر با چاپ ۳۵۹۵ عنوان و داستان با ۲۳۱۲ عنوان کتاب بیشترین کتاب‌های چاپ‌شده را در سال گذشته اند. در بخش ادبیات ترجمه نیز ۸۹۰ عنوان کتاب ذیل «ادبیات دیگر زبان‌ها» منتشر شده‌ است.
به دستور پلیس امنیت!
در پی نامه‌‌ی اعتراض‌آمیز یغما گلرویی که پس از جمع‌آوری یکی از کتاب‌هایش از نمایشگاه کتاب تهران به حسن روحانی نوشته بود، سایر کتاب‌های وی نیز از نمایشگاه جمع‌آوری شد.
ورود ارگان‌های مختلف به حریم نمایشگاه کتاب تهران در سال‌های قبل نیز وجود داشته اما تعدد این موارد در نمایشگاه امسال بسیار قابل توجه است.
شاعر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و موسیقی
این ویدئو از سری ویدیوهای آموزشی ست که سایت الفبا در راستای حفاظت از کودکان در برابر آزار جنسی صدا‌گذاری کرده است.
ناشران گاهی ویرایش خوب را از بد تشخیص نمی‌دهند بل‌که ملاک آن‌ها برای انتخاب ویراستار، مبلغ پیشنهادی ست.
این هم علیرضا افتخاری چندین سال اخیر: http://musiceiranian.ir/46395-alirezaeftekhari.html
محمد حقوقی تعریف می‌کرد که رفته بود ممیزی و معترض شده بود که چرا این کلمات را از شعر بیرون کشیده‌اید. گفته بودند: حق با شما ست، این کلمات بار جنسی ندارند اما می‌خواهیم شما را به خود کلمات حساس کنیم.
انتشارات نوپای گمان، امسال با مجموعه‌ی تجربه و هنر زندگی در نمایشگاه حضور دارد. این مجموعه با سرپرستی خشایار دیهیمی منتشر می‌شود و فلسفه را به صورت کاربردی برای زندگی بیان می‌کند.
از اعاظم خبرگان و خبرنگاران و مترجمان و نویسندگان بنگاه سخن‌پراکنی بی‌بی‌سی تا نویسندگان ناشناس ویکی‌پدیا و هزاران منتقد ریز و درشت دیگر فیلم و ادبیات، حتا یکی پیدا نمی‌شود بگوید که آخر از این عنوان "پنجاه سایه‌ی گری" یا بدتر از همه "پنجاه طیف خاکستری" چه چیزی می‌توان فهمید؟
تلاش برای دور زدن سانسور یا تمایل ویراستار به تحریف واقعیات؟
نکاتی در باره‌ی نقش و اهمیتِ ویرایش در نشر با مثال‌هایی گاه بی‌جا!
گفت‌وگوی پرویز جاهد با مریم سعیدپور که مجموعه‌ای از عکس‌هایش را بر اساس بازسازی صحنه‌هایی از داستان‌های نویسندگان معاصر ایرانی، با عنوان «از میان حروف سیاه»، در گالری راه ابریشم تهران به نمایش گذاشته است.
بسیاری از ایرانیان داستان‌هایی شنیدنی از مهاجرت خود دارند؛ داستان‌هایی منحصربه‌فرد از فرازونشیب‌های ترک وطن. مجموعه‌ی ۱۰ اثر برگزیده از این داستان‌ها در یک کتاب منتشر شده است.
حافظ گاهی من را در آواز به جایی می‌برد که همیشه نمی‌توان به آن‌جا رسید.
خاطرات هویدا از خدمت وظیفه در دانشکده‌ی افسری
دیروز نخستین سال‌روز درگذشت محمدرضا لطفی بود.
سریال «شمعدونی» بدون این‌كه بخواهد خانواده‌ها را در اين حركت رو به جلو همراهی كند، از اين كليشه‌های آزاردهنده‌ی سنتی برای خندان مردم استفاده می‌کند.
اختلافات سیاسی مردم فقط به آگاهی‌های سیاسی آنان برنمی‌گردد.
همه‌ی شبکه‌های اجتماعی روی تلفن همراه را تحریم کرده‌ام؛ عضو هیچ کدام نیستم، و در این حوزه! از بی‌خبری خود مسرورم! هیچ جلسه و نشستی حالم را خوب نمی‌کند...
ویرایش جدید کتاب گفت‌وگوی پرویز جاهد با ابراهیم گلستان در چاپ پنجم آن، شامل ضمیمه‌ای از برخی از نوشته‌ها و دیدگاه‌های چهره‌های سرشناس ادبی و فرهنگی، در باره‌ی این کتاب و هم‌چنین گفتگوی علی میرزایی سردبیر نشریه‌ی نگاه نو با نویسنده است.
گفتگوی محمدحسن شهسواری با ضحی کاظمی، نویسنده‌ی رمان سال درخت
او تنها بازمانده‌ی گروه مشهور به «۵۳ نفر» و تنها روزنامه‌نگاری ست که كه حدود هفتاد سال است قلم می‌زند.
آلبوم موسیقی کاوه عابدین پس از ۱۰ سال انتظار سرانجام از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز انتشار گرفت. نام این آلبوم «فراموشی» ست.
ژان‌کلود کاری‌یر: امریکایی‌ها حوصله‌ی زیرنویس را ندارند. شاید اگر زبانِ فیلم‌های کیارستمی انگلیسی بود، همه‌ی دنیا عاشق‌شان می‌شدند.
از اومبرتو اکو و فیتزجرالد تا مهناز کریمی، نویسنده‌ی شیرازی مقیم امریکا
هم‌چنان در باب نجات دادن زبان فارسي از شرِّ لغات بیگانه و عربی
یک یادداشت بس خواندنی برای اهل سینما
در باره‌ی شاعر بودن مترجم شعر، گفت‌وگو با سپیده جدیری در باره‌ی کتاب «آبی گرم‌ترین رنگ است» و لیست سیاه وزارت ارشاد و داستان‌خوانی از کتاب سقط جنین نوشته علیرضا میراسدالله.
نامه‌های شاعر به آیدا سرکیسیان در نمایشگاه کتاب
و ماجرای ازدواج با فرزاد حسنی که به ضرب و شتم و طلاق کشیده شد.
تصور نمی‌کردم جشنواره چنین لطف بزرگی را نه تنها به من بل‌که به سینمای مهجور ایران بکند که فیلم کپی برابر اصل را آزاد نمایش دهد.
دسترسی راحت به کتاب را بر افزایش کتابخوانی چه‌قدر مؤثر می‌دانید؟
ماجرایی وبلاگی که اش می‌شد روایتِ دیگران را هم از آن خواند.
شاید همه‌گیری ِ«شده» در ادبیات ما بی‌ارتباط با افراط در استفاده از فعل مجهول (به تقلید از ادبیات انگلیسی) نباشد. البتّه بنا بر عادت، شکل منفی این واژه‌ها معمولاً درست استفاده می‌شود،‌ مانند: ‌حرف‌های ناگفته،‌ دوست نادیده، کتاب‌های ناخوانده و ترانه‌های ناشنیده.
چند نگاه به عقبه و آتیه‌ی عامه‌پسندِ ایرانی، از منظرِ کم‌خوانیِ ما
بخشی از دستبردهای فاحش آقای غریب را ببینید. ترجمه‌های فارسی همواره با نسخه‌ی ترکی مقایسه شده‌اند و در این‌جا برای سهولت خواننده‌ی فارسی‌زبان، ترجمه‌ی انگلیسی را آورده‌ایم تا عمق یک خیانت ادبی را بهتر دریابیم.
به نظر می‌رسد ناشران قبلی این آثار انگیزه‌ای برای پیگیری این موضوع ندارند، اما اتحادیه‌ی ناشران و کتاب‌فروشان هم قصد ندارد با این تخلف آشکار صنفی برخورد کند؟
رمان تازه‌ی نایری ناهاپتیان، نویسنده‌ی متولد ایران که اخیراً در پاریس منتشر شده. ناهاپتیان که در کودکی از ایران به فرانسه مهاجرت کرده و زبان فارسی را تقریباً فراموش کرده، در کنار کار روزنامه‌نگاری به زبان فرانسه، تا کنون سه رمان جاسوسی و جنایی منتشر کرده که میان فرانسوی‌زبان‌ها با استقبال روبرو شده است.
آلبوم «تو مرو» اثری ست که در آن از شعرهای رحیم معینی کرمانشاهی، منوچهر معین‌ افشار، شعله کرمانی‌، علی‌اکبر شیدا‌ و بیژن ترقی استفاده شده اما نام بیژن ترقی در دو قطعه‌ی کار، یعنی «تصنیف افشاری» و «به او چه بگویم» از کاور آلبوم حذف شده است.
فیلمنامه‌ای که سرگذشتی خواندنی دارد و زنده‌یاد شاملو خود مشروحی از این سرگذشت را در سرآغاز کتاب آورده و این‌که قرار بوده کتاب رمانی باشد و از منظر شاعر نزدیک‌ترین اثر به او و این‌که کسی دست‌نوشته را برده و دیگر پس نیاورده و او به جای نگارش دوباره‌ی رمان، فیلمنامه‌ای از آن پرداخته و آن را به مسعود کیمیایی سپرده تا درصورت تمایل فیلمش کند.
در یک مورد که در دوره‌ی اخیر جایزه‌ی کتاب سال رخ داد، کتابی که از حوزه‌ی علوم و فنون امتیاز لازم را کسب نکرده بود براساس «ضوابط!» از حوزه‌ای دیگر سر برآورد و «شایسته تقدیر» لقب گرفت. در حالی که بخش اعظم این کتاب از مصادیق کتاب‌سازی و مابقی نیز کتاب‌دزدی بود!
< مرداد ۱۳۹۴
< تير ۱۳۹۴
< خرداد ۱۳۹۴
< ارديبهشت ۱۳۹۴
< فروردين ۱۳۹۴
< اسفند ۱۳۹۳
< بهمن ۱۳۹۳
< دی ۱۳۹۳
< آذر ۱۳۹۳
< آبان ۱۳۹۳
< مهر ۱۳۹۳
< شهريور ۱۳۹۳
< مرداد ۱۳۹۳

بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.