بقایای استخوان‌های سروانتس، همسرش و بقیه‌ی افرادی که با آن‌ها در صومعه‌ای در مادرید به خاک سپرده شده‌ بودند، کشق شده اما جداسازی و شناسایی استخوان‌های آسیب‌دیده‌ی این نویسنده‌ی معروف از دیگر تکه‌های یافت‌شده، دشوار توصیف شده است.
مرحوم تقی‌زاده از علامه قزوینی خواسته بود برای جشنواره‌ی فردوسی راجع به شاهنامه مقاله‌ای بنویسد. علامه قزوینی در ابتدا پذیرفت، ولی بعد از چند ماه نامه‌ای به مرحوم تقی‌زاده نوشت که هر اهل قلمی باید بخواند.
به نظر سرگرم‌کننده و در عین حال سخت می‌آید برای اهل مطالعه
جایزه‌ی ادبی «واو»، رمان «سنگ و سایه»ی محمدرضا صفدری را بهترین رمان متفاوت سال ١٣٩٢ معرفی کرد. هم‌چنین نشر ققنوس برای چاپ این رمان به عنوان بهترین ناشر رمان متفاوت سال ١٣٩٢ برگزیده شد.
در سیاهه‌ی داستان‌کوتاه‌نویسی سال 93 اغلب پای مضمون است که لنگ می‌زند و خط داستانی در مرتبه دوم و چندم اهمیت قرار دارد.
کژنگری، یک شیوه‌ی معرفت‌شناختی برای دریافت حقیقت نیست، بنیاد آن بر مبنای تصادف و نامقصودی ست.
به اعتقاد مدیران الو، کاربران کالا نیستند و نباید با آن‌ها به شکل کالا برخورد کرد. به همین دلایل از همین الان به این شبکه‌ی اجتماعی لقب «ضد فیسبوک» داده‌اند.
پارسال ۱.۴ میلیون عنوان کتاب‌ در امریکا به چاپ رسید. موفق‌ترین نویسنده‌های امریکا هم این روزها بخش اعظم وقت و انرژی‌شان را صرف تبلیغ و شناساندن خودشان می‌کنند. پیش‌تر، گروه خاصی از منتقدها بودند که در روزنامه‌ها می‌نوشتند. الان بلاگرها و شبکه‌های اجتماعی بخش عمده‌ای از کار تبلیغ و نقد را انجام می‌دهند.
زبان و اندیشه‌ی کنونی انسان زبانی ارزش‌گذار است.
خطا ست که فکر کنیم روزنامه‌نگار با مصاحبه‌های تصادفی و بدون تکیه بر روش‌های تحقیق تعریف‌شده و بدون توجه به منابع جهانی تحقیق در موضوع معینی، می‌تواند با صرف “گزارش” پرتوی بر موضوعی بیفکند. روزنامه‌نگار همه فن حریف نیست.
یک مجموعه‌ی متنوع از آثار قدیمی و جدید
"حقارتِ بزرگی طلبانه‌ی منتقدانِ ادبی، بزرگ‌ترین مشکل داستان ایرانی"
اندر تمایز و شباهت چاپانیدن، چاپیدن، و چپاندن!
در تمام دوران وبلاگ‌نویسی اولین باری ست که از یک بازی خوشم آمده و منتظر بودم کسی مرا دعوت به بازی کند که نکرد.
بنده هم جایزه‌های بین‌المللی خود را که در جشنواره‌های رم‌، رباط‌، جیپور‌ و بلگراد دریافت کرده‌ام، برای فروش به نفع هم‌وطنان بی‌خانمان تقدیم می‌کنم.
میشل بوتور، نظریه‌پرداز فرهنگی جریان رمان نو، یکی از چهره‌هایی ست که برخلاف اهمیتش در این جریان فکری، کمتر در ایران به او پرداخته شده است. او نه فیلسوف که یک کارشناس میراث فرهنگی ست و اهمیت نویسنده‌ای چون او در جامعه‌ی فرانسه هم به همین دلیل است. در این پرونده، سعی شده، محتوای انتقادی رمان برای خواننده‌ی ایرانی روشن شود.
قدما هیچ گاه به موضوع «زیبایی» در طرح کلی و عمومی یک اثر نپرداخته‌اند و هیچ گاه از زیبایی و تأثیر در فقرات یک اثر ادبی سخن به میان نیاورده‌اند.
روایت تلخ پگاه شنبه‌زاده از تاریخچه‌ی وبلاگ‌نویسی‌اش
سانسور بدون پشتوانه و یک‌دفعه از زمین سبز نمی‌شود. برای سانسور موفق، تمام شرایط خلق ادبی دست به دست هم می‌دهند.
به اصالت وبلاگ‌نویسی ایمان دارم و آن را نوشتنی جعلی نمی‌دانم.
او آب پرتقال خورد و من قهوه. چهل هزار تومان قرض کرده بودم تا در کافه‌های تهران کم نیاورم. شهریه‌ام آن روزها بیست هزار تومان بود. برایش شعر خواندم و منتظر ماندم دیوانه شود، اما...
در داستان «دیوار» علیرضا غلامی، هرچه جلوتر می‌رويم، تناقضی كه بين لحن یک‌دست و انشاگونه‌ی پسرک با تصاویر هولناگ جنگ و انبوه جنازه و غم وجود دارد، بيشتر می‌شود؛ تا جايی كه اين تضاد كم‌كم در ذهن مخاطب تبديل می‌شود به سؤال: چرا؟
امیر جعفری: ممکن است بعد از این آقای سرسنگی نخواهند من در ایرانشهر روی صحنه بروم. نمی‌روم. ما هنرمندیم و می‌مانیم، این مدیران‌ اند که یک روز هستند و روز دیگر نه.
بیش از بیست و پنج سال از روزهایی می‌گذرد که زن جوان به طور اتفاقی وارد سینما شد تا مهشید «هامون» شود. او حالا مادربزرگ یک دختر بچه‌ی دو ساله است و به یاد گذشته سالی چند بار فیلم «هامون» را می‌بیند.
ویژه‌ی شاعران فارسی‌زبانی که به هر دلیل، تاکنون در ایران مجموعه‌شعر منتشر نکرده‌اند اما به‌اندازه‌ی یک کتاب، شعر دارند.
در شمال زنی هست / او را می‌بینی و پادشاهی‌ات را از دست می‌دهی / باز او را می‌بینی و جهان نابود می‌شود
زنان نسبت به مردان، دست‌کم در جامعه‌ی ایران پس از انقلاب ۵۷، امکان بیشتری برای خلق ترکیب‌های منحصر به فرد از مردانگی و زنانگی دارند که به نظرم منشأ اصلی جذابیت است.
برنامه‌ی اول: شعرخوانی سید علی صالحی، چه خبر (در باره‌ی عمران صلاحی، سی سالگی نشر چشمه، یاشار کمال، تخریب موزه‌ی موصل به دست داعش)، در باره‌ی محمدتقی صالح‌پور روزنامه نگار، یکی از نامه‌های همشهری اکبر رادی، تصنیف «مهتاب شبان» زنده یاد احمد عاشورپور
«چارلز بوکوفسکی» شاعر و نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی آلمانی‌تبار است که در طول عمر ۷۳ ساله‌اش، هزاران قطعه شعر، صدها داستان‌ کوتاه و شش رمان نوشت اما فقط ۶۰ عنوان از آن‌ها به چاپ رسید.
شورای موقت دبیری جایزه: یونس تراکمه، مهدی یزدانی خرم، فرشته احمدی، کاوه فولادی نسب و آیت دولتشاه
تا هزینه‌ی ساخت خانه‌ی مهر برای زنان کارتن‌خواب تأمین شود.
در پرونده‌ی رمان «اقیانوس نهایی»، مصاحبه‌ی محمدحسن شهسواری را با نویسنده خواهید خواند. رؤیا دست‌غیب، ضحی کاظمی، رافعه رستمی و مصطفی انصافی با چهار یادداشت تلاش می‌کنند دریچه‌های تازه‌ای برای فهم و خوانش رمان بگشایند و در گزارش جلسه‌ی نقد و بررسی اقیانوس نهایی در شهرکتاب نظرات منتقدان و مخاطبان این اثر را می‌خوانید.
هیجان‌انگیزترین و عجیب‌ترین یادداشتی که در بازی تاریخ وبلاگ‌نویسی خواندم.
شاید هم بهتر آن باشد که ببینیم ایرانی‌ها چگونه کتاب می‌خوانند.
اولین‌بار که وبلاگ نوشتم، هفده سالم بود. سال آخر دبیرستان بودم و در آستانه‌ی خفگی. چهارسال بود ایران زندگی نمی‌کردیم و...
رمان «مردگان جزیره‌ی موریس» نوشته‌ی فرهاد کشوری و مجموعه‌داستان «سمفونی قورباغه‌ها» نوشته‌ی کرم‌رضا تاج‌مهر
در یکی دو هفته‌ی اخیر گروهی از تندورها کوشیده‌اند روزنامه‌ی اعتماد را به بهانه‌ی توهین به مقدسات توقیف کنند.
از «عکس‌های فوری» سهیلا بسکی تا «اولین تماس تلفنی از بهشت» میچ آلبوم
و لغزش‌هایی که در حيطه‌ی تعيين قدمت کاربردِ واژه‌ها رخ داده است.
سایت میدان در بخشی با عنوان بحران ترجمه، نقد ترجمه‌ی کتاب‌هایی را بایگانی کرده که پیشتر در نشریات و سایت‌ها منتشر شده‌اند. کتاب‌های نقدشده در این مطالب، متون نظری‌ای هستند که ناشران شناخته‌شده منتشرشان کرده‌اند.
شاید تاریخ‌‌نگاران روزی حیرت کنند از این‌همه همت و خیرخواهی و کوشش بی‌دریغ وبلاگ‌نویسان ایرانی در دهه‌ی هشتاد.
لطفاً خط قرمزها را رعایت کنید، نگذارید کلاه‌مان توی هم برود.
البته بدیهی ست که مو لای درز این تقسیم‌بندی می‌رود نه که نرود!
تمرکز این دوماهنامه بر ترجمه و انتشار داستان‌های کوتاه مجله‌ی نیویورکر است در کنار مصاحبه با نویسندگان. ببینید و بخوانید و لذت ببرید.
سپیده جدیری: مجموعه شعر جدیدم فقط برای مخاطبِ داخل ایران به طور رایگان قابل تهیه است. کافی‌ ست به [email protected] جی‌میل بزنید و بگویید که ساکن ایران هستید و این کتاب را می‌خواهید.
البته قرار بود تاریخچه‌ی وبلاگ بنویسید نه این‌که مرا بنوازید به لطف!
این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۹۷۲ در ترکیه منتشر شد و اکنون با ترجمه‌ی علی سیف‌الدینی به بازار کتاب آمده. نشر نیماژ، قیمت ۱۶۵۰۰تومان
در باره‌ی «تئوری ذهن» و رمان‌خوان‌ها بر اساس تحقیقات روان‌شناختی
هادی یزدانی: می‌توان هم «وبلاگ» داشت و هم در «شبکه‌های اجتماعی» فعّال بود امّا تابع قواعد و قوانین آن‌ها نشد و از هر کدام از آن‌ها در راستای کارکردی که خودت برایش تعریف می‌کنی، بهره برد.
شاید اگر قصه‌ی «بی‌گاه‌ها» را بگویم، قصه‌ی «تمت» را هم بفهمم.
با این‌که این روزها هم در فیس‌بوک و هم بیشتر از آن در گوگل‌پلاس وقت می‌گذرانم، اما هم‌چنان نوشتن در وبلاگ برایم مثل همان روز اول خوشایند است و تمامی حرف‌ها و درددل‌هایم را هنوز در آبی می‌نویسم و بس.
در بخش رمان آزاد، هیئت داوران، کتاب «این وصله‌ها به من می‌چسبد» نوشته‌ی احمد غلامی را به عنوان کتاب سال معرفی کردند.
از عشاق عین صخری ده هزار سال قبل از میلاد تا عکس معروف زانله موهولی از عکاسان معاصر و برجسته‌ی آفریقای جنوبی
و خاطره‌ای بامزه از روزی که وبلاگ اولش مسدود شد.
چرا هرچه را به گوشی‌مان می‌رسد، بی‌هیچ‌درنگی هم‌رسانی می‌کنیم؟
من چند جمله­‌ای از این ترجمه برگزیده‌­ام تا نشان دهم که چه بر سر شولم آمده است در این کتاب، و این البته مشتی ست از خروار. در واقع در هر صفحه می‌­توان چند غلط از این قبیل اغلاط پیدا کرد. باری من همین اندک را کافی می‌­دانم.
حال و هوای غریبی دارد این لحن کهن‌نما
از یاشار کمال نویسنده مطرح کردتبار ترک که نهم اسفند در نودویک‌سالگی درگذشت، آثار متعددی به فارسی ترجمه شده است. آشنا هستید؟
دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی مجموعه‌ای ست در شش جلدِ بیش‌وکم هفتصدوپنجاه صفحه‌ای، جامعِ مهم‌ترین اطلاعات ادبی فارسی.
ظلمت در نیمروز آرتور کوستلر با ترجمه‌ی خوب خانم مژده دقیقی را یک‌نفس خواندم. باورم نمی‌شد کتابی در زمینه‌ی سیاسی این همه نفس‌گیر و خوش‌ریتم و سرحال باشد.
خبر درگذشت یاشار کمال رو که خوندم، حتا نمی‌دونستم که هنوز زنده است.
حالا بهتر از همیشه درک می‌کنم که چرا سلینجر از همه‌ی آدم‌ها برید و در خانه‌اش در دهکده‌ای کوچک سکنا گزید و یا آرتور سی کلارک با پول کتاب‌هایش جزیره‌ای خرید تا بتواند از باقی آدم‌ها دور باشد.
خشایار دیهیمی: بارها به مترجمان جوانی که متن‌شان را برای انتشار ویرایش کردم، گفته‌ام که این‌قدر درگیر و نگران انتخاب درست واژگان نباشند و به جای آن بیشتر به زبان فارسی فکر کنند. یعنی مترجمان باید تمام تلاششان را برای درست کردن ساختار و نحو جملات فارسی‌شان بگذارند.
بعد از فرمانداری و نیروی انتظامی و دادستانی، نوبت به کجا می‌رسد؟
کتاب «قطران در عسل» یوا فرهمند راد، حاصل دست‌کم هشت سال کار با انضباط نویسنده است. نویسنده چنان با حوصله و دقت موزاییک‌های بخش‌های گوناگون زندگی‌اش را در کنار هم چیده که تنها از عهده‌ی یک مهندس اهل ادبیات برمی‌آید.
مثلاً مانیفست کمونیسم از کارل مارکس و فردریش انگلس به‌مدت ۱۶۵ سال در ترکیه ممنوع بود و از سال ۱۸۴۸ تا ۲۰۱۳ مردم ترکیه نمی‌توانستند به‌شکل رسمی به این اثر دسترسی داشته باشند.
در باره‌ی رمان «سارق چیزهای بی‌ارزش»، دومین کتاب داستانی نویسنده‌ای که با نام پيام ناصر می‌نویسد. مجموعه‌داستان «بهت‌زدگی» کتاب اول او بود.
این پرونده‌ با یادداشت‌هایی از هادی معصوم‌دوست، رؤیا دست‌غیب، ستاره نظری پارسا، حمید بابایی و مریم صابری و گفت‌وگویی کوتاه با نویسنده‌ی اثر، شما را با جهان داستانی محمود سعید‌نیا آشنا می‌کند.
معرفی کتابِ سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
عطاء امیدوار، معمار و فیلمساز، می‌گوید طراحی صحنه‌ی بخشی از مراسم هشتاد و هفتمین دوره‌ی جوایز اسکار از چیدمان «هفت‌چنار» اثر عباس کیارستمی برداشت شده است.
کتاب هفتاد سال عاشقانه‌ی شعر فارسی بعد از ۱۶ سال برای دومین‌بار در انتشارات بوتیمار منتشر شد. محمد مختاری این کتاب را در ۱۳۷۰ آماده انتشار کرد که اولین بار پس از هفت سال منتشر شد.
رمان «عالیجناب شهردار» ابراهیم حسن‌بیگی که انتشار آن در دولت قبل به دلیل «شباهت شخصیت‌هایش با برخی چهره‌های سیاسی کشور» متوقف شده بود، منتشرشد.
اخیراً پوشش رسانه‌ای سردار سلیمانی هم با انتشار عکس‌های او در مناسبت‌های مختلفی که در آن‌ها شرکت می‌کند، افزایش یافته است.
باباپور که متولد ۱۳۵۷ است پدیده ای است برای خودش. به‌طور میانگین تقریباً از ۲۲ سالگی هر ماه یک کتاب و رساله و ترجمه منتشر کرده است. می‌شود؟
صِرف دانستن زبان مبدأ، ترجمه‌ی خوب را تضمین نمی‌کند. مترجم باید به زبان فارسی و زیر و بم و ریزه‌کاری‌های آن هم مسلط باشد.
معلوم نیست چرا این هیئت هم با اعضای جدیدش که قرار بود مایه‌ی امیدواری باشند، خرید کتاب از ناشران دولتی را در اولویت قرار می‌دهند.
تجربه‌های زیستی نویسندگانی که عموماً یا معلم‌ اند یا کارمند، دانشگاهی‌ یا روزنامه‌نگار و به‌هرحال دور از معیشت کارگری، اصلاً به آن‌ها اجازه‌ی درک عمیق و عینی این قشر وسیع اجتماع را نمی‌دهد.
در طول ۴۰ سال برای آن که بتوانم کار کنم و حقوقم را حفظ کنم جنگیده‌ام. اما پیروز این جنگ من بوده‌ام زیرا بالأخره عکاسی‌ام را کرده‌ام، کتاب‌هایم را چاپ کرده‌ام و توانسته‌ام شریکِ ساختن فرهنگ جامعه‌ام باشم.
نسبت به آثاری که در گذشته منتشر می‌شد نتوانسته‌ایم در دل مردم نفوذ کنیم. در واقع مسئله بر سر این است که عده‌‌ی زیادی هستیم که برای یکدیگر می‌نویسیم و این اصلاً برای ادبیات ایران خوب نیست.
نمی‌دانم این ضعف‌ها در محتوای داستان، از نسخه‌ی اصلی‌ ست یا ترجمه‌ی ضعیف باعث این مسئله شده است.
< مرداد ۱۳۹۴
< تير ۱۳۹۴
< خرداد ۱۳۹۴
< ارديبهشت ۱۳۹۴
< فروردين ۱۳۹۴
< اسفند ۱۳۹۳
< بهمن ۱۳۹۳
< دی ۱۳۹۳
< آذر ۱۳۹۳
< آبان ۱۳۹۳
< مهر ۱۳۹۳
< شهريور ۱۳۹۳
< مرداد ۱۳۹۳

بازنشر کاغذیِ یادداشت‌های خوابگرد، بی اجازه، و بازنشر الکترونیکی ِ بی لینک روا نیست.